مسیر جاری :
غروب عمر شب انتظار نزدیک است
طلوع مشرقی آن سوار نزدیک است
غیبت نکردهای که شوم طالب حضور
پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را
غیبت او ز نظرها بود از فرط ظهور
عیب بینایی ما بوده به تصدیق فهیم
غیبتشعینحضورست وحضورشعینغیبت
بیقرار از هجر او دل، و اندرون دل قرارش
غیاب اوست به عالم همیشه عین ظهور
چنان که نور به چشم است و جان به تن است
غمگین مباش برادر که یار میآید
دل نشسته به خون را قرار میآید
غروب جمعه دلگیر با دعای سمات
دل شکسته من میزند دوباره صدات
غیر آبای تو نشناسد کسی قدر تو را
قیمت گوهر که میداند به غیر از گوهری
غایبانه عرض حال خویشتن تا کی کنم؟
روبرو خواهم که گویم حال دل را بعد از این
غروب و انتظار و پنجره شد مال من، آقا
کمی تعجیل کن، آشفته از این جمعه بازارم
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
ای دلبر دور از نظر ای شاهد والا گهر
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
مي دوني 721 يعني چه؟ يعني بين 7 آسمان و 2 دنيا،1 را دوست دارم ، اونم تويي.
رهرو آن نيست كه گه تند و گهي خسته رود... رهرو آنست كه آهسته و پيوسته رود.(سعدي)
هم گلستان خیالم ز تو پر نقش و نگار
یک جهان دارد نگاهی سوی راهی تا کسی
چون يار اهل است، كار سهل است. «ضرب المثل ايراني»
به جان مشتاق دیدار تو هستم
در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
سر زلف تو نباشد سر زلف دگري ! «ضرب المثل ايراني»