گرچه مورم تو سلیمانى نما بحر جودى وصف رحمانى نما بین خرابم در خرابات غمت لطف کن شاها به من از مرحمت

مهر گردى عالمى روشن کنى بحر گردى عالمى گلشن کنى من چه آرم وصفت اى شه بر زبان چون نمایم مدحت حُسنت بیان

پیش رویت بَدر باشد چون هلال از دلم یکباره بردى هر ملال عاشقان در کوى تو حیران همه در ره وصل تو بى سامان همه

طاووس کبریایی، ای هدیه خدایی تو دیدینی‎ترینی، ای دیدنی کجایی؟ هر دیده مست راهت، غمدیده در پناهت خشکیده یاس عالم در حسرت جدایی اللّهمّ عجّل...

از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم گفتند غروب جمعه خواهى آمد آن قدر نیامدى که ما پیر شدیم اللّهمّ عجّل لولیک الفرج

دلم ز مهر تو شاها ، بهشت و باغ در او هست دلم ز هجر تو شاها ، چو لاله داغ در او هست رخم به چهر تو شاها ، دو صد چراغ در او هست سرم به فکر تو...

تو روح عالم امکان ، تو شاه عرش سریرى تو شاه بِه ز سلیمان ، به اهل فرش قدیرى تو دلبر همه خوبان ، به دلربان تو امیرى تو سرور همه شاهان ، نه...

توئى در عالم امکان ، چو روح غیب در انسان توئى در عالم انسان ، مربّى همه خوبان توئى در عالم خوبان ، ز تو است بر همه سامان توئى در عالم سامان...

به عشق روى زیباى تو اى گل همى نالم همى خوانم چو بلبل نمانده بر دلم دیگر قرارى شده روح از تنم دیگر فرارى

شود روى گُلت اى جان ببینم دو صد گل زآن گل رضوان بچینم دم وصلت هزاران حیف کم شد غم رویت از این رو دم بدم شد