مسیر جاری :
کسي که به تکاليف اجتماعي خود عمل نکند حقوق خودش را فاقد مي گردد. «شيخ محمد...
کسي که به تکاليف اجتماعي خود عمل نکند حقوق خودش را فاقد مي گردد. «شيخ محمد خياباني»
هيچ کار بزرگ بدون فکر انجام نمي گيرد. «شيخ محمد خياباني»
هيچ کار بزرگ بدون فکر انجام نمي گيرد. «شيخ محمد خياباني»
از افکار غير متجانس و متضاد نمي توان نتيجه گرفت. «شيخ محمد خياباني»
از افکار غير متجانس و متضاد نمي توان نتيجه گرفت. «شيخ محمد خياباني»
هر زمان تقاضائي دارد که با ميزان علم و معرفت بشر تغيير پذير است. «شيخ محمد...
هر زمان تقاضائي دارد که با ميزان علم و معرفت بشر تغيير پذير است. «شيخ محمد خياباني»
اعمال جماعت آني و غير ارادي است مثل يک زلزله ناگهاني، عالمي را بهم زده،...
اعمال جماعت آني و غير ارادي است مثل يک زلزله ناگهاني، عالمي را بهم زده، خود نيز از ميان مي رود. «شيخ محمد خياباني»
عوام بي اراده و اختيار است و تابع جريان و تلقينات. «شيخ محمد خياباني»
عوام بي اراده و اختيار است و تابع جريان و تلقينات. «شيخ محمد خياباني»
- تمايل عوام به موهومات است. معرکه و افسانه هاي يک درويش بيشتر از کنفرانسهاي...
- تمايل عوام به موهومات است. معرکه و افسانه هاي يک درويش بيشتر از کنفرانسهاي يک دانشمند آنها را جذب مي کند. «شيخ محمد خياباني»
در تعيين عيار و قيمت ملتها سجيّه بالاتر از همه چيزاست. «شيخ محمد خياباني»
در تعيين عيار و قيمت ملتها سجيّه بالاتر از همه چيزاست. «شيخ محمد خياباني»
يک حرکت عمومي تمام بشر متمدن را به جانب يک سر منزل تکامل پيش مي برد. «شيخ...
يک حرکت عمومي تمام بشر متمدن را به جانب يک سر منزل تکامل پيش مي برد. «شيخ محمد خياباني»
به نام هر اکثريتي نمي توان حکم قطعي داد. «شيخ محمد خياباني»
به نام هر اکثريتي نمي توان حکم قطعي داد. «شيخ محمد خياباني»
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
شب قدر، وقت شناخت قدر خويش است.
گفتمش نقاش را ، نقشی بکش از معرفت
با قلم نقش تو را ، با وسعت دریا کشید
تا زمین در گردش و تا آسمان در چرخش است
یاد یاران چون شما بر قلب ما آرامش...
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
نفس ها ناله های زار شد، آیا نمی آیی؟
اگر از وصل تو دلدار نگویم چه کنم
فدایت ای گل زیبای هستی
نمی دانم کجا بی من نشستی
قشنگی های دنیایم تو هستی
یگانه...
مهارت های زندگی | اسرار علم و دانش: نکته ده
کهف التقی، بدر الشرف، نور الهدا، ابن الرضا
بانوی پهلو شکسته شِکوه از دردش نکرد