بايد زياد مطالعه کنيم تا بدانيم که هيچ نمي دانيم. «مونتسکيو»

بايد زياد مطالعه کنيم تا بدانيم که هيچ نمي دانيم. «مونتسکيو»

براي يافتن حقيقتي که گاه از يک نظر بيشتر نيست سالها بايد رنج کشيد و کتابها...

براي يافتن حقيقتي که گاه از يک نظر بيشتر نيست سالها بايد رنج کشيد و کتابها خواند و گفته هاي مختلف را با هم سنجيد. «سعيد نفيسي»

بگذار روح خود را در آن فضائي که دوست دارم پرواز دهم زيرا من در کتابخانه...

بگذار روح خود را در آن فضائي که دوست دارم پرواز دهم زيرا من در کتابخانه ي خود به سان فرمانروائي واهي مي مانم که در قصر خود نشسته، گاهي با فلاسفه...

چيزهائي که من مايل به دانستن آنها مي باشم در کتاب است و بهترين رفيق من...

چيزهائي که من مايل به دانستن آنها مي باشم در کتاب است و بهترين رفيق من آن کس است که کتابي به من بدهد که نخوانده باشم. «لينکلن»

خواندن و عمل نکردن مثل شخم زدن و تخم نپاشيدن است.

خواندن و عمل نکردن مثل شخم زدن و تخم نپاشيدن است.

خواننده خيلي به ندرت همان استفاده را مي کند که نويسنده از نوشته ي خود کرده...

خواننده خيلي به ندرت همان استفاده را مي کند که نويسنده از نوشته ي خود کرده است. «تريستان برنارد»

ستون تمدن قرن بيستم کتاب و مطبوعات است. «روزولت»

ستون تمدن قرن بيستم کتاب و مطبوعات است. «روزولت»

خطاهاي کودکان به گردن والدين است. «مثل آفريقائي»

خطاهاي کودکان به گردن والدين است. «مثل آفريقائي»

در هر بچه يک معماري حيرت بخش نهان است. «شويان»

در هر بچه يک معماري حيرت بخش نهان است. «شويان»

قبل از آنکه کودک را کتک بزنيد يقين پيدا کرده باشيد که خود سبب خطاي او نبوده...

قبل از آنکه کودک را کتک بزنيد يقين پيدا کرده باشيد که خود سبب خطاي او نبوده ايد. «اوستين اومالي»