چيزي که جبران ناپذير است، خشم است. «استاهل»

چيزي که جبران ناپذير است، خشم است. «استاهل»

حکيم بايد که تيزي آتش را به آب حلم بنشاند و شيطان هوس را به افسوس خرد در...

حکيم بايد که تيزي آتش را به آب حلم بنشاند و شيطان هوس را به افسوس خرد در شيشه کند و بناي کارها را به لطف نهد. «بوذر جمهر»

خشمگين شدن انتقام خطاهاي ديگران را از خود گرفتن است. «والتر پوپ»

خشمگين شدن انتقام خطاهاي ديگران را از خود گرفتن است. «والتر پوپ»

خشم را اول ديوانگي و آخر پشيماني است.

خشم را اول ديوانگي و آخر پشيماني است.

دشنام جراحتي است درمان ناپذير. «مثل تازي»

دشنام جراحتي است درمان ناپذير. «مثل تازي»

زمان دواي خشم است. «مثل آلماني»

زمان دواي خشم است. «مثل آلماني»

کسي که بر اعصاب خود حکومت ندارد شايسته نيست که بر کوچکترين پله ي نردبان...

کسي که بر اعصاب خود حکومت ندارد شايسته نيست که بر کوچکترين پله ي نردبان سياست قدم نهد. «گوستاولوبون»

مردمان غالبا نقص دليل خويش را با خشم مي پوشانند. «آلجر»

مردمان غالبا نقص دليل خويش را با خشم مي پوشانند. «آلجر»

وقتي که عاقل خشمگين مي شود ديگر عاقل نيست.

وقتي که عاقل خشمگين مي شود ديگر عاقل نيست.

هنگامي که خشم حرف مي زند عقل چهره خود را مي پوشاند. «مثل چيني»

هنگامي که خشم حرف مي زند عقل چهره خود را مي پوشاند. «مثل چيني»