مسیر جاری :
ضرب المثلي نيست که در آن يک جو حقيقت وجود نداشته باشد. «مثل اسکاتلندي»
ضرب المثلي نيست که در آن يک جو حقيقت وجود نداشته باشد. «مثل اسکاتلندي»
فلسفه ي دوست داشتن، حقيقت است نه محبتي که براي يک نوع علم يا يک مسلک احساس...
فلسفه ي دوست داشتن، حقيقت است نه محبتي که براي يک نوع علم يا يک مسلک احساس شود. «بيکن»
هر يک از اعضاي بدن ما حقي دارند و حق زبان بر ما آن است که با گفتار زشت...
هر يک از اعضاي بدن ما حقي دارند و حق زبان بر ما آن است که با گفتار زشت آن را آلوده نکنيم.
هيچ کسي نيست که حق داشته باشد کسي ديگر را حقير بشمارد. «الفرددوديل»
هيچ کسي نيست که حق داشته باشد کسي ديگر را حقير بشمارد. «الفرددوديل»
انسان کامل آن است که در برابر مشکلات چند روزه ي حيات ايستادگي و مقاومت...
انسان کامل آن است که در برابر مشکلات چند روزه ي حيات ايستادگي و مقاومت به خرج داده و از هيچ تند بادي نهراسد و در مقابل ناملايمات مثل کوهي بايستد...
حيات عبارت از جنبش و فعاليت است. «محمد تقي بهار»
حيات عبارت از جنبش و فعاليت است. «محمد تقي بهار»
در حيرتم که وجود ناچيز خود را در مقابل عظمت کائنات و اين دنياي بزرگي که...
در حيرتم که وجود ناچيز خود را در مقابل عظمت کائنات و اين دنياي بزرگي که در آن زندگي مي کنيم به چه تشبيه کنيم. «نيوتن»
در اعماق روح خود نغمه اي که گاهي نشاط آور و غالبا غم انگيز است مي شنويم،...
در اعماق روح خود نغمه اي که گاهي نشاط آور و غالبا غم انگيز است مي شنويم، اين نغمه مدام، نداي حيات دروني ماست. «هانري برکسن»
دنيا خانه ي گرفتاري هاست.
دنيا خانه ي گرفتاري هاست.
دنيا مانند يک تماشاخانه است، هر کس رل خود را بازي مي کند و سپس مخفي مي...
دنيا مانند يک تماشاخانه است، هر کس رل خود را بازي مي کند و سپس مخفي مي شود. «شکسپير»
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
رشته هاي دوستي را هر کجا پاره شد پيوند زنيد و هر جا سست شد، محکم کنيد....
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
فرزند كسي نميكند فرزندي، گر طوق طلا به گردنش بر بندي ! «ضرب المثل ايراني»
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن...
شایسته است گر تو سر حرف وا کنی
ای پناه اهل محشر عید میلادت مبارک
بعد از سه روز جسم عزیزش کفن نداشت
ذکر دل بی قرار ما یا زهراست
رو به سوی تو نمودم که پناهم بدهی
بود صحبت احمق آزار جان
مبادا تو را تيره سازد، روان
مكن رنجه خود...