مسیر جاری :
با درندگان پنجه در افکندم و سر پنجه ي شير و پلنگ را در هم شکستم ولي خوي...
با درندگان پنجه در افکندم و سر پنجه ي شير و پلنگ را در هم شکستم ولي خوي بد بر من چيره شد و زبونم کرد.
در همنشيني بايد خود را با مردمان صاحب وجدان همدم ساخت و از مردم بي وقار...
در همنشيني بايد خود را با مردمان صاحب وجدان همدم ساخت و از مردم بي وقار و بي ارزش دوري جست. «کنفوسيوس»
اولين کشوري که به تأسيس بيمارستان پرداخت کشور ايران بود. «روانسون»
اولين کشوري که به تأسيس بيمارستان پرداخت کشور ايران بود. «روانسون»
اولين ملتي که احتياج به مواد خوراکي و زراعي نداشتند ايرانيان بودند. «سقراط»
اولين ملتي که احتياج به مواد خوراکي و زراعي نداشتند ايرانيان بودند. «سقراط»
اولين دولتي که ثبت اسم و علائم و صورت و قيافه واردين و بيگانگان را به کشور...
اولين دولتي که ثبت اسم و علائم و صورت و قيافه واردين و بيگانگان را به کشور مقرر داشت، دولت ايران بود. «روانسون»
يک ملت نمي تواند بدون معارف آزادي خود را محفوظ دارد. «شيخ محمد خياباني»
يک ملت نمي تواند بدون معارف آزادي خود را محفوظ دارد. «شيخ محمد خياباني»
عطر گلاب جعلها را سراسيمه مي کند، عطر آزادي را در مملکت نشر نمائيد تا جعلها...
عطر گلاب جعلها را سراسيمه مي کند، عطر آزادي را در مملکت نشر نمائيد تا جعلها استبداد از ميان بروند. «شيخ محمد خياباني»
بايد زمانه ما را به هر کجا که لازم است برويم هدايت کند. «شيخ محمد خياباني»
بايد زمانه ما را به هر کجا که لازم است برويم هدايت کند. «شيخ محمد خياباني»
چنانکه زمانه ملتها را سوق مي دهد و مي روند ما هم نبايد به زمان خودمان عاق...
چنانکه زمانه ملتها را سوق مي دهد و مي روند ما هم نبايد به زمان خودمان عاق شويم. «شيخ محمد خياباني»
بايد ترقي کردن را واجب دانست، ترقي نکردن مردن است. «شيخ محمد خياباني»
بايد ترقي کردن را واجب دانست، ترقي نکردن مردن است. «شيخ محمد خياباني»
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
جهتگیری حکومت
هنگامي که به خوشبختي فکر نکنيد، خوشبخت هستيد. «شارژورتن»
سیاست خارجی و فرهنگ
هنر و تهذیب جامعه
جدّ صاحب الزمان خوش آمدی
پیام کوتاه طنز
نماز جمعه كه نمايشي از قدرت سياسي و اجتماعي اسلام است ، بايد هر چه شكوهمند...
تملق خوراک ابلهان است. «شکسپير»
علاقه به خداوند را مقدم بر تمام دنيا و دستي هايت قرار بده .
مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 63