دین اسلام، دین ما را، از بین می‌برد این حب نفس؛ این حب جاه؛ این حب مسند، اینها دین را از بین می‌برد. (صحیفه امام، ج 2، ص 28)

همه خطاها از حبّ دنیاست، از حبّ شهرت است. این حبّ را از دل خودتان بیرون کنید، بمیرانید این حبّ را؛ زنده بشوید به زندگانی اسلام: زندگانی الهی....

توجه داشته باشند همه کسانی که برای بشر خدمت می‌کنند، کسانی که دارای مقامی هستند، دارای پستی هستند، که مقام آنها را مغرور نکند. مقام رفتنی است...

اگر همه اشخاصی که در کشورمان هستند و همه گروههایی که در کشور هستند و همه نهادهایی که در سرتاسر کشور هستند به قانون خاضع بشویم و قانون را محترم...

در اسلام قانون حکومت می‌کند. پیغمبر اکرم هم تابع قانون بود، تابع قانون الهی، نمی توانست تخلف بکند. (صحیفه امام، ج 10، ص 310)

اسلام منهای آخوند! معنایش این است که اسلام هیچ؛ منهای آخوند یعنی هیچ؛ مثل طب به استثنای طبیب! (صحیفه امام، ج7، صص 376-377)

خود ملت میزان است. (صحیفه امام، ج 8، ص 173)

میزان توده‎‌های ملت است. (صحیفه امام، ج 17، ص 159)

آن که شما می‌خواهید میزان است. آن که خون داده باید حرفش را شنید؛ رأی او مُتَّبع است. (صحیفه امام، ج 6، ص 276)

بعد از این که یک چیزی قانونی شد دیگر نق زدن در آن، اگر بخواهد مردم را تحریک بکند، مفسد فی الارض است؛ و باید با او دادگاهها عمل مفسد فی الارض...