مسیر جاری :
گفتم صنما شدم به کام دشمن
زان غمزهٔ شوخ و طرهٔ مرد افکن
گفت آنچه ز چشم و زلف من بر تو گذشت
ای خانه سیه چرا نگفتی با من
بر هیچ کسم نه مهر مانده است نه کین
یک باره بشسته دست از دنیی و دین
در گوشه نشستهام به فسقی مشغول
هرگز که شنیده فاسق گوشهنشین
ای دل بگزین گوشهای از ملک جهان
زین شهر بدان شهر مرو سرگردان
همچون مردان موزه بکن خیمه بسوز
با چادر و موزه چند گردی چو زنان
ای لعل لبت به دلنوازی مشهور
وی روی خوشت به ترکتازی مشهور
با زلف تو قصهایست ما را مشکل
همچون شب یلدا به درازی مشهور
ای دل پس از این انده بیهوده مخور
زین پیش غم بوده و نابوده مخور
جان میده وداد طمع و حرص مده
غم میخور و نان منت آلوده مخور
ای بر دل هرکس ز تو آزار دگر
بر خاطر هر کسی ز تو بار دگر
رفتی به سفر عظیم نیکو کردی
آن روز مبادا که تو یک بار دگر
ای دل پس از این غصهٔ ایام مخور
جز نی مطلب همدم و جز جام مخور
مرسوم طمع مدار و تشریف مپوش
ادرار قلم بر نه و انعام مخور
دل در پی عشق دلبرانست هنوز
وز عمر گذشته در گمانست هنوز
گفتیم که ما و او بهم پیر شویم
ما پیر شدیم و او جوانست هنوز
نه یار نوازد بکرم یک روزم
نه بخت که بر وصل کند پیروزم
چون شمع برابر رخش گه گاهی
از دور نگه میکنم و میسوزم
از شوق توام هست بر آتش خاطر
بیوصل توام نمیشود خوش خاطر
در حسرت ابرو و سر زلف خوشت
پیوسته نشستهام مشوش خاطر
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
از نشانه هاي بي خردي ، ندانستن ثبات فکري و تنوع طلبي زياد است .
اگر هم سفر از تو بهتر و يا با تو برابر نباشد و يار اگر نادان باشد تنهائي...
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
پشت نگاهم نگاهی است که از فراسوی زمان و مکان تو را انتظار می کشد
تمامی...
در گوشهای ز صحن تو قلبم نشسته است
با وقف قسمتي از اموال خويش دنيا و آخرت خود و فرزندمان را بيمه كنيم.
وقف،چشمه جوشان و مستمر براى حيات ابدى است.
به نام خدائي که بر ذات وي..... محال است هرگز برد عقل پي(قوام يزدي)
وقف، نماد رشد انساني در جامعه ديني است.
ای دلبر دور از نظر ای شاهد والا گهر