مسیر جاری :
به هوش باش دلی را به سهو نخراشی
به ناخنی که توانی گره گشایی کرد
درین دو هفته که ما برقرار خود بودیم
هزار دولت ناپایدار رفت به گرد
کجاست تیشه فرهاد و مرگ دستآموز؟
که ماند کوه غم و غمگسار رفت به گرد
از حجاب حسن شرم آلودهٔ لیلی، هنوز
بید مجنون سر به پیش انداختن بار آورد
این قدر کز تو دلی چند بود شاد، بس است
زندگانی به مراد همه کس نتوان کرد
چون ماه درین دایره هر چند تمامم
از پهلوی خویش است مدارم چه توان کرد
شوریده تر از سیل بهارم چه توان کرد
در هیچ زمین نیست قرارم چه توان کرد
شیرازه نگیرد به خود اوراق حواسم
بر هم زدهٔ زلف نگارم چه توان کرد
رنگها در روز روشن مینماید خویش را
از سیه کاری مرا موی سفید آگاه کرد
مست خیال را به وصال احتیاج نیست
بوی گلم ز صحبت گل بی نیاز کرد
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
گفتمش نقاش را ، نقشی بکش از معرفت
با قلم نقش تو را ، با وسعت دریا کشید
تا زمین در گردش و تا آسمان در چرخش است
یاد یاران چون شما بر قلب ما آرامش...
شب قدر، وقت شناخت قدر خويش است.
مهارت های زندگی | اسرار علم و دانش: نکته ده
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
نفس ها ناله های زار شد، آیا نمی آیی؟
فدایت ای گل زیبای هستی
نمی دانم کجا بی من نشستی
قشنگی های دنیایم تو هستی
یگانه...
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن...
فرزند كسي نميكند فرزندي، گر طوق طلا به گردنش بر بندي ! «ضرب المثل ايراني»
کهف التقی، بدر الشرف، نور الهدا، ابن الرضا