معصومه(س) ضريت بالاى ارادت به ولايت است، معصومه، قصه بلند مدينه تامشهد...

معصومه(س) ضريت بالاى ارادت به ولايت است، معصومه، قصه بلند مدينه تامشهد است . وفات فاطمه معصومه (س) تسلیت باد

از انجماد زمین می رهانی ام بانو! به سمت آینه ها می کشانی ام بانو! دلم...

از انجماد زمین می رهانی ام بانو! به سمت آینه ها می کشانی ام بانو! دلم به پنجره هایت دخیل می بندد شبی که منتظر مهربانی ام بانو! مگر برای دلم...

معصومه(س) فلسفه شیدایى است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگین ایران است...

معصومه(س) فلسفه شیدایى است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگین ایران است که درقم، شهر اقامه مى درخشد . وفات فاطمه معصومه (س) تسلیت باد

بارگاهی که به شهر قم به پاست هم برای نجف هم کربلاست خاک اورا غرق بوسه...

بارگاهی که به شهر قم به پاست هم برای نجف هم کربلاست خاک اورا غرق بوسه می کنم چون که جای پای اربابم رضاست وفات فاطمه معصومه (س) تسلیت باد

کبوتران، سیاه پوش غمی بزرگ بر رواق حرم مرثیه می خوانند و زائران، اشک ریز...

کبوتران، سیاه پوش غمی بزرگ بر رواق حرم مرثیه می خوانند و زائران، اشک ریز و ماتم زده، رفتنت را به سوگ نشسته اند. وفات فاطمه معصومه (س) تسلیت...

يا رب چه قشنگ است و چه زيبا حرم قم چون جنت اعلا، حرم محترم قم بانوي جنان،...

يا رب چه قشنگ است و چه زيبا حرم قم چون جنت اعلا، حرم محترم قم بانوي جنان، اخت رضا، دختر موسی دردانه زهرا و ملائك خدم قم اين مژده بس او را...

ای بانوی شکوفه و لبخند! ای گنجینه دانش و معرفت! می روی و زمین در سوز سرمایی...

ای بانوی شکوفه و لبخند! ای گنجینه دانش و معرفت! می روی و زمین در سوز سرمایی شگفت فرو می رود. وفات فاطمه معصومه (س) تسلیت باد

اشک های «قم»، به خیابان های اندوه می ریزد. همراه با متونِ فقاهت، پسکوچه...

اشک های «قم»، به خیابان های اندوه می ریزد. همراه با متونِ فقاهت، پسکوچه های ماتم، نوحه می خوانند. بانویی از جنس بهار، کوچ می کند و پرستوها را...

آه، خواهر امام غریب خراسان، سلاله پاکی و معصومیت! دیوارهای خاک و افلاک،...

آه، خواهر امام غریب خراسان، سلاله پاکی و معصومیت! دیوارهای خاک و افلاک، سیاه پوش داغ تواند. وفات فاطمه معصومه (س) تسلیت باد

خوب می دانم که روز وفات تو، روز تاریکی برای سرزمین قم بوده است.آسمانش،...

خوب می دانم که روز وفات تو، روز تاریکی برای سرزمین قم بوده است.آسمانش، دل به هوای تو بسته بود و خاکش، به شوق قدم هایِ تو نفس می کشید؛ اما ناگهان،...