روز عرفه

تنگ غروب عرفه غم تو دلم پا می‌گیره

تنگ غروب عرفه غم تو دلم پا می‌گیره دلم هوایی می شه و بونه‌ی آقا می‌گیره این روزایی که دم به دم غریبی رو حس می‌کنم با گریه یاد غربت عزیز نرگس...

روز عرفه

عرفه آمده یعنی که مهیا باشید

عرفه آمده یعنی که مهیا باشید تا که همراه شوید با غم و اشک زهرا سینه زن‌ها چقدر فرصتمان محدود است پرچم و پیرهن آماده کنید بهر عزا

روز عرفه

عرفه، معرفت یار به دلدار بود

عرفه، معرفت یار به دلدار بود عرفه، جلوه‌گه دیده بیدار بود عرفه، راز و  نیاز است به پهنای وجود عرفه، گریه عشق است به هنگام سجود

روز عرفه

شرح دعای عرفه، خون دلِ خونِ خداست

شرح دعای عرفه، خون دلِ خونِ خداست فلسفه‌ی وجودی‌اش، غم تمام انبیاست بر دل حکومت می‌کند هر جمله‌اش دانی چرا؟ چون عرفه ورودِ به محرم و کربلاست

روز عرفه

در دعای عرفه روح دعا می‌خواهم

در دعای عرفه روح دعا می‌خواهم من ز دریای کرم کرببلا می‌خواهم عرفاتی نشدم کرببلایی نشدم من ز ساقی بلی جام بلا می‌‎خواهم

روز عرفه

هر سال عرفه دلم می‌گیره

هر سال عرفه دلم می‌گیره از هجر تو دم به دم می‌گیره آشفته و بی‌‌قرار و خسته بازم دلامونو غم می‌‌گیره

روز عرفه

عرفه، حرف من و توست که او می‌گوید

عرفه، حرف من و توست که او می‌گوید عرفه، شرط حضور است که او می‌گوید عرفه، سوز و گداز من بی سامان است عرفه، باغ نیازم که در این دامان است

روز عرفه

لبیک که در دل عرفات است و منایم

لبیک که در دل عرفات است و منایم لبیک که از خویش نمودند جدایم لبیک که سر تا به قدم محو خدایم لبیک که امروز ندانم به کجایم

روز عرفه

چه خوب شد عرفه دلبرم صدایم کرد

چه خوب شد عرفه دلبرم صدایم کرد خدا به خاطر ارباب این عطایم کرد به دامن جبل الرحمه پا به پای حبیب به آستان رفیع دعا رهایم کرد

روز عرفه

تنگ غروب و ساحلِ شور و نوای عرفه

تنگ غروب و ساحلِ شور و نوای عرفه شکسته کشتی دلم، به ناله‌های عرفه بر پرِ سجاده‌‌ی دل، گره نشسته، وا نما ای گل سجاده نشین، به یک دعای عرفه