روز عرفه

آه ای خیمه نشین عرفات

آه ای خیمه نشین عرفات وارث خون قتیل العبرات در کجایی که دلم بی تاب است تشنه‌ام وصل تو جانم ناب است

روز عرفه

ای حلقه اتصال این ارض و سما

ای حلقه اتصال این ارض و سما ای جمعه به جمعه کنج سرداب دعا با مهر شما رزق دل امضا بشود در این عرفه، همرهتان، کرب و بلا

روز عرفه

عرفه روضه زینب چقدر می‌چسبد

عرفه روضه زینب چقدر می‌چسبد عرفه دیده‌ی بارانی و تر می‌چسبد عرفه بال بگیرم ز دم روضه‌‎ی تو بزنم تا حرم پاک تو پر می‌چسبد

روز عرفه

ای نگار عرفاتی لک لبیک حسین

ای نگار عرفاتی لک لبیک حسین چشمه‌ی آب حیاتی لک لبیک حسین خط پیشانی تو مظهر وجه الهی بس که مستغرق ذاتی لک لبیک حسین

روز عرفه

عرفه نور بود معرفت و شور بود

عرفه نور بود معرفت و شور بود دل بیدار بدان جلوه‌ای از طور بود عرفه وصف خداوند ز لب‌های خود است عرفه، عشق نگر غرق به دریای خود است

روز عرفه

کیست تا کشتی جان را ببرد سوی نجات

کیست تا کشتی جان را ببرد سوی نجات دست ما را برساند به دعای عرفات موسی من تو به دنبال کدامین خضری؟ گوشه‌ی چشم تو ابری ست پر از آب حیات

روز عرفه

در کوی وفا شاه و گدا فرق ندارند

در کوی وفا شاه و گدا فرق ندارند وقت کرم تو فقرا فرق ندارند خواندی تو دگر بار به کویت همگان را هرکس که به سرمایه‌ی خود دیده زیان را

روز عرفه

ای امیر عرفه روح مناجات تویی

ای امیر عرفه روح مناجات تویی مشعر و سعی و صفا مروه و میقات تویی ای امیر عرفه حالِ مناجات بده بر گدای حرمت وقت ملاقات بده

روز عرفه

امروز به کوی تو گرفتار زیاد است

امروز به کوی تو گرفتار زیاد است مثل من شرمنده گنهکار زیاد است اما کرم توست که بسیار زیاد است بخشندگی‌ات حضرت ستار زیاد است

روز عرفه

حالم از حال دعای عرفه بخشیدی

کرمت هیچ مرا فرصت گفتار نداد هرچه می خواستم ای دوست، عطایم کردی حالم از حال دعای عرفه بخشیدی با چنین حال تو راهی منایم کردی