گر ماه من برافکند از رخ نقاب را
گر ماه من برافکند از رخ نقاب را شاعر : سعدي برقع فروهلد به جمال آفتاب را گر ماه من برافکند از رخ نقاب را بر چشم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
با جواني سرخوشست اين پير بي تدبير را
با جواني سرخوشست اين پير بي تدبير را شاعر : سعدي جهل باشد با جوانان پنجه کردن پير را با جواني سرخوشست اين پير بي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
وقت طرب خوش يافتم آن دلبر طناز را
وقت طرب خوش يافتم آن دلبر طناز را شاعر : سعدي ساقي بيار آن جام مي مطرب بزن آن ساز را وقت طرب خوش يافتم آن دلبر طناز...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دوست مي‌دارم من اين ناليدن دلسوز را
دوست مي‌دارم من اين ناليدن دلسوز را شاعر : سعدي تا به هر نوعي که باشد بگذرانم روز را دوست مي‌دارم من اين ناليدن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
وه که گر من بازبينم روي يار خويش را
وه که گر من بازبينم روي يار خويش را شاعر : سعدي تا قيامت شکر گويم کردگار خويش را وه که گر من بازبينم روي يار خويش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
امشب سبکتر مي‌زنند اين طبل بي‌هنگام را
امشب سبکتر مي‌زنند اين طبل بي‌هنگام را شاعر : سعدي يا وقت بيداري غلط بودست مرغ بام را امشب سبکتر مي‌زنند اين طبل...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
برخيز تا يک سو نهيم اين دلق ازرق فام را
برخيز تا يک سو نهيم اين دلق ازرق فام را شاعر : سعدي بر باد قلاشي دهيم اين شرک تقوا نام را برخيز تا يک سو نهيم اين...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا بود بار غمت بر دل بي‌هوش مرا
تا بود بار غمت بر دل بي‌هوش مرا شاعر : سعدي سوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا تا بود بار غمت بر دل بي‌هوش مرا تا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را
چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را شاعر : سعدي چه کند گوي که عاجز نشود چوگان را چه کند بنده که گردن ننهد فرمان را...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ساقي بده آن کوزه ياقوت روان را
ساقي بده آن کوزه ياقوت روان را شاعر : سعدي ياقوت چه ارزد بده آن قوت روان را ساقي بده آن کوزه ياقوت روان را تا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کمان سخت که داد آن لطيف بازو را
کمان سخت که داد آن لطيف بازو را شاعر : سعدي که تير غمزه تمامست صيد آهو را کمان سخت که داد آن لطيف بازو را بدين...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
لاابالي چه کند دفتر دانايي را
لاابالي چه کند دفتر دانايي را شاعر : سعدي طاقت وعظ نباشد سر سودايي را لاابالي چه کند دفتر دانايي را نتواند که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تفاوتي نکند قدر پادشايي را
تفاوتي نکند قدر پادشايي را شاعر : سعدي که التفات کند کمترين گدايي را تفاوتي نکند قدر پادشايي را که در به روي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
من بدين خوبي و زيبايي نديدم روي را
من بدين خوبي و زيبايي نديدم روي را شاعر : سعدي وين دلاويزي و دلبندي نباشد موي را من بدين خوبي و زيبايي نديدم روي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
رفتيم اگر ملول شدي از نشست ما
رفتيم اگر ملول شدي از نشست ما شاعر : سعدي فرماي خدمتي که برآيد ز دست ما رفتيم اگر ملول شدي از نشست ما هر جا که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا خار غم عشقت آويخته در دامن
تا خار غم عشقت آويخته در دامن شاعر : سعدي کوته نظري باشد رفتن به گلستان‌ها تا خار غم عشقت آويخته در دامن بايد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اگر تو برفکني در ميان شهر نقاب
اگر تو برفکني در ميان شهر نقاب شاعر : سعدي هزار ممن مخلص درافکني به عقاب اگر تو برفکني در ميان شهر نقاب بدين...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ما را همه شب نمي‌برد خواب
ما را همه شب نمي‌برد خواب شاعر : سعدي اي خفته روزگار درياب ما را همه شب نمي‌برد خواب وز حله به کوفه مي‌رود آب...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ماه رويا روي خوب از من متاب
ماه رويا روي خوب از من متاب شاعر : سعدي بي خطا کشتن چه مي‌بيني صواب ماه رويا روي خوب از من متاب وين نپندارم که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سرمست درآمد از خرابات
سرمست درآمد از خرابات شاعر : سعدي با عقل خراب در مناجات سرمست درآمد از خرابات و آتش زده در لباس طامات بر خاک...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390