تا مرا عشق يار غار افتاد
تا مرا عشق يار غار افتاد شاعر : خاقاني پاي من در دهان مار افتاد تا مرا عشق يار غار افتاد ديده‌ام را نصيب خار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کند آهنگ و پسش نشناسد
کند آهنگ و پسش نشناسد شاعر : خاقاني خوش نفس دارد خاقاني ليک کند آهنگ و پسش نشناسد دلبر آن به که کسش نشناسد ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نقش تو خيال برنتابد
نقش تو خيال برنتابد شاعر : خاقاني حسن تو زوال برنتابد نقش تو خيال برنتابد آفاق جمال برنتابد چون روي تو بي‌نقاب...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
روي تو چون نوبهار جلوه‌گري مي‌کند
روي تو چون نوبهار جلوه‌گري مي‌کند شاعر : خاقاني زلف تو چون روزگار پرده‌دري مي‌کند روي تو چون نوبهار جلوه‌گري مي‌کند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زين وجودت به جان خلاص دهند
زين وجودت به جان خلاص دهند شاعر : خاقاني بازت از نو وجود خاص دهند زين وجودت به جان خلاص دهند وز دم ديگرت قصاص...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
روزم به نيابت شب آمد
روزم به نيابت شب آمد شاعر : خاقاني جام به زيارت لب آمد روزم به نيابت شب آمد از يارب من به يارب آمد از بس که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ماه را با نور رويش بيش مقداري نماند
ماه را با نور رويش بيش مقداري نماند شاعر : خاقاني مشک را با بوي زلفش بس خريداري نماند ماه را با نور رويش بيش مقداري...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ز خوبان جز جفاکاري نيايد
ز خوبان جز جفاکاري نيايد شاعر : خاقاني ز بدعهدان وفاداري نيايد ز خوبان جز جفاکاري نيايد به نسبت جز جفاکاري نيايد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خار غم تو گل طرب دارد
خار غم تو گل طرب دارد شاعر : خاقاني دل در پي تو سر طلب دارد خار غم تو گل طرب دارد ور حلقه به گوش تو لقب دارد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زهر با ياد تو شکر گردد
زهر با ياد تو شکر گردد شاعر : خاقاني شام با روي تو سحر گردد زهر با ياد تو شکر گردد که چو درمان کنم بتر گردد ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عشقت چو درآمد ز دلم صبر بدر شد
عشقت چو درآمد ز دلم صبر بدر شد شاعر : خاقاني احوال دلم باز دگر باره دگر شد عشقت چو درآمد ز دلم صبر بدر شد آن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن را که غم‌گسار تو باشي چه غم خورد
آن را که غم‌گسار تو باشي چه غم خورد شاعر : خاقاني و آن را که جان توئي چه دريغ عدم خورد آن را که غم‌گسار تو باشي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آنچه تو کردي بتا نه شرط وفا بود
آنچه تو کردي بتا نه شرط وفا بود شاعر : خاقاني غايت بيداد بود و عين جفا بود آنچه تو کردي بتا نه شرط وفا بود عهد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
رخ به زلف سياه مي‌پوشد
رخ به زلف سياه مي‌پوشد شاعر : خاقاني طره زير کلاه مي‌پوشد رخ به زلف سياه مي‌پوشد از پي آن سياه مي‌پوشد عارض...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آواز حسنت اي جان هفت آسمان بگيرد
آواز حسنت اي جان هفت آسمان بگيرد شاعر : خاقاني سلطان عشقت اي مه هر دو جهان بگيرد آواز حسنت اي جان هفت آسمان بگيرد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آنچه عشق دوست با من مي‌کند
آنچه عشق دوست با من مي‌کند شاعر : خاقاني والله ار دشمن به دشمن مي‌کند آنچه عشق دوست با من مي‌کند او به آتش قصد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مرد که با عشق دست در کمر آيد
مرد که با عشق دست در کمر آيد شاعر : خاقاني گر همه رستم بود ز پاي درآيد مرد که با عشق دست در کمر آيد هر دم ازو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عشق تو اندر دلم شاخ کنون مي‌زند
عشق تو اندر دلم شاخ کنون مي‌زند شاعر : خاقاني وز دل من صبر را بيخ کنون مي‌کند عشق تو اندر دلم شاخ کنون مي‌زند ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ني دست من به شاخ وصال تو بر رسيد
ني دست من به شاخ وصال تو بر رسيد شاعر : خاقاني ني و هم من به وصف جمال تو در رسيد ني دست من به شاخ وصال تو بر رسيد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اين عشق آتشينم دود از جهان برآرد
اين عشق آتشينم دود از جهان برآرد شاعر : خاقاني وين زلف عنبرينت آتش ز جان برآرد اين عشق آتشينم دود از جهان برآرد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390