تب دوشين در آن بت چون اثر کرد
تب دوشين در آن بت چون اثر کرد شاعر : خاقاني مرا فرمود و هم در شب خبر کرد تب دوشين در آن بت چون اثر کرد چه تب...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر تار ز مژگانش تيري دگر اندازد
هر تار ز مژگانش تيري دگر اندازد شاعر : خاقاني در جان شکند پيکان چون در جگر اندازد هر تار ز مژگانش تيري دگر اندازد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عذر از که توان خواست که دلبر نپذيرد
عذر از که توان خواست که دلبر نپذيرد شاعر : خاقاني افغان چه توان کرد که داور نپذيرد عذر از که توان خواست که دلبر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عشق تو چون درآيد شور از جهان برآيد
عشق تو چون درآيد شور از جهان برآيد شاعر : خاقاني دلها در آتش افتد دود از ميان برآيد عشق تو چون درآيد شور از جهان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عشق تو به گرد هر که برگردد
عشق تو به گرد هر که برگردد شاعر : خاقاني از زلف تو بي‌قرارتر گردد عشق تو به گرد هر که برگردد چون دائره جمله تن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن زمان کو زلف را سر مي‌برد
آن زمان کو زلف را سر مي‌برد شاعر : خاقاني از صبا پيوند عنبر مي‌برد آن زمان کو زلف را سر مي‌برد هر زمان زنجير...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سر نيست کز تو بر سر خنجر نمي‌شود
سر نيست کز تو بر سر خنجر نمي‌شود شاعر : خاقاني تا سر نمي‌شود غمت از سر نمي‌شود سر نيست کز تو بر سر خنجر نمي‌شود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر زماني بر دلم باري رسد
هر زماني بر دلم باري رسد شاعر : خاقاني وز جهان بر جانم آزاري رسد هر زماني بر دلم باري رسد از ره گوشم به دل خاري...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عشاق بجز يار سر انداز نخواهند
عشاق بجز يار سر انداز نخواهند شاعر : خاقاني خوبان بجز از عاشق جان‌باز نخواهند عشاق بجز يار سر انداز نخواهند در...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نگارينا به صحرا رو که صحرا حله مي‌پوشد
نگارينا به صحرا رو که صحرا حله مي‌پوشد شاعر : خاقاني ز شادي ارغوان با گل شراب وصل مي‌نوشد نگارينا به صحرا رو که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عشق تو به هر دلي فرو نايد
عشق تو به هر دلي فرو نايد شاعر : خاقاني و اندوه تو هر تني نفرسايد عشق تو به هر دلي فرو نايد آن سينه که سوزش تو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
فروغ جمالت نظر برنتابد
فروغ جمالت نظر برنتابد شاعر : خاقاني صفات خيالت خبر برنتابد فروغ جمالت نظر برنتابد نسيم سحرگه گذر برنتابد ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خوي او از خام‌کاري کم نکرد
خوي او از خام‌کاري کم نکرد شاعر : خاقاني سينه‌ي من سوخت چشمش نم نکرد خوي او از خام‌کاري کم نکرد آشتي رنگي کنند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ذره نمايد آفتاب ار به جمال تو رسد
ذره نمايد آفتاب ار به جمال تو رسد شاعر : خاقاني عين کمال خسته باد ار به کمال تو رسد ذره نمايد آفتاب ار به جمال تو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
حاشا که مرا جز تو در ديده کسي باشد
حاشا که مرا جز تو در ديده کسي باشد شاعر : خاقاني يا جز غم عشق تو در دل هوسي باشد حاشا که مرا جز تو در ديده کسي باشد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
با ياد تو زهر بر شکر خندد
با ياد تو زهر بر شکر خندد شاعر : خاقاني با روي تو شام بر سحر خندد با ياد تو زهر بر شکر خندد کان روي به آفتاب...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
جانا لب تو پيش‌کش از ما چه ستاند
جانا لب تو پيش‌کش از ما چه ستاند شاعر : خاقاني اينک سر و زر نقد دگر تا چه ستاند جانا لب تو پيش‌کش از ما چه ستاند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مهر تو بر ديگران نتوان نهاد
مهر تو بر ديگران نتوان نهاد شاعر : خاقاني گوهر اندر خاکدان نتوان نهاد مهر تو بر ديگران نتوان نهاد مايه در وجه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
پرده‌ي نو ساخت عشق، زخمه‌ي نو در فزود
پرده‌ي نو ساخت عشق، زخمه‌ي نو در فزود شاعر : خاقاني کرد به من آنچه خواست، برد ز من آنچه بود پرده‌ي نو ساخت عشق،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مرا وصلت به جاني برنيايد
مرا وصلت به جاني برنيايد شاعر : خاقاني تو را صد جان به چشم اندر نيايد مرا وصلت به جاني برنيايد که تو ماهي و مه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390