بخت بدرنگ من امروز گم است
بخت بدرنگ من امروز گم است شاعر : خاقاني يارب اين رنگ سواد از چه خم است بخت بدرنگ من امروز گم است چون جهانم که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
طره مفشان که غرامت بر ماست
طره مفشان که غرامت بر ماست شاعر : خاقاني طيره منشين که قيامت برخاست طره مفشان که غرامت بر ماست کان نه غمزه است...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در جهان هيچ سينه بي‌غم نيست
در جهان هيچ سينه بي‌غم نيست شاعر : خاقاني غمگساري ز کيميا کم نيست در جهان هيچ سينه بي‌غم نيست خاک پر کن که جاي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مرا دانه‌ي دل بر آتش فتاده است
مرا دانه‌ي دل بر آتش فتاده است شاعر : خاقاني از آن نعره‌ي من چنين خوش فتاده است مرا دانه‌ي دل بر آتش فتاده است ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
من ندانستم که عشق اين رنگ داشت
من ندانستم که عشق اين رنگ داشت شاعر : خاقاني وز جهان با جان من آهنگ داشت من ندانستم که عشق اين رنگ داشت چون بديدم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چه نشينم که فتنه بر پاي است
چه نشينم که فتنه بر پاي است شاعر : خاقاني رايت عشق پاي برجاي است چه نشينم که فتنه بر پاي است محنت عشق نيز مي‌بايست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن کز مي خواجگي است سرمست
آن کز مي خواجگي است سرمست شاعر : خاقاني بر وي نزنند عاقلان دست آن کز مي خواجگي است سرمست از پايه‌ي خود فرو فتد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
فرمان ملک چه ساحري ساخت
فرمان ملک چه ساحري ساخت شاعر : خاقاني کز سحر بهار آزري ساخت فرمان ملک چه ساحري ساخت در شعبده صنع ساحري ساخت ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي قول دل به رفيع‌الدرجات
اي قول دل به رفيع‌الدرجات شاعر : خاقاني وز برائت به جهان داده برات اي قول دل به رفيع‌الدرجات هشتم هفت تني از...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عيسي لب است يار و دم از من دريغ داشت
عيسي لب است يار و دم از من دريغ داشت شاعر : خاقاني بيمار او شدم قدم از من دريغ داشت عيسي لب است يار و دم از من دريغ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دست قبا در جهان نافه گشاي آمده است
دست قبا در جهان نافه گشاي آمده است شاعر : خاقاني بر سر هر سنگ باد غاليه‌ساي آمده است دست قبا در جهان نافه گشاي آمده...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي باد صبح بين که کجا مي‌فرستمت
اي باد صبح بين که کجا مي‌فرستمت شاعر : خاقاني نزديک آفتاب وفا مي‌فرستمت اي باد صبح بين که کجا مي‌فرستمت کس را...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
لعل او بازار جان خواهد شکست
لعل او بازار جان خواهد شکست شاعر : خاقاني خنده‌ي او مهر کان خواهد شکست لعل او بازار جان خواهد شکست زاهدان را...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ديدي که يار چون ز دل ما خبر نداشت
ديدي که يار چون ز دل ما خبر نداشت شاعر : خاقاني ما را شکار کرد و بيفکند و برنداشت ديدي که يار چون ز دل ما خبر نداشت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
رخ تو رونق قمر بشکست
رخ تو رونق قمر بشکست شاعر : خاقاني لب توقيمت شکر بشکست رخ تو رونق قمر بشکست صف عقلم به يک نظر بشکست لشکر غمزه‌ي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
از حال خود شکسته دلان را خبر فرست
از حال خود شکسته دلان را خبر فرست شاعر : خاقاني تسکين جان سوختگان يک نظر فرست از حال خود شکسته دلان را خبر فرست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زان زلف مشک رنگ نسيمي به ما فرست
زان زلف مشک رنگ نسيمي به ما فرست شاعر : خاقاني يک موي سر به مهر به دست صبا فرست زان زلف مشک رنگ نسيمي به ما فرست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
روي تو دارد ز حسن آنچه پري آن نداشت
روي تو دارد ز حسن آنچه پري آن نداشت شاعر : خاقاني حسن تو دارد ملک آنکه سليمان نداشت روي تو دارد ز حسن آنچه پري آن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به باغ وصل تو خاري، رقيب صد ورد است
به باغ وصل تو خاري، رقيب صد ورد است شاعر : خاقاني به ياد روي تو دردي، طبيب صد درد است به باغ وصل تو خاري، رقيب صد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تيره زلفا باده‌ي روشن کجاست
تيره زلفا باده‌ي روشن کجاست شاعر : خاقاني دير وصلا رطل مرد افکن کجاست؟ تيره زلفا باده‌ي روشن کجاست خاک مرد آتشين...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390