جو به جو عشقت شمار دم زدن بر من گرفت
جو به جو عشقت شمار دم زدن بر من گرفت شاعر : خاقاني جوجوم کرد و چو بشنيد آه من بر من گرفت جو به جو عشقت شمار دم زدن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سر و زر کو که منت يارم جست
سر و زر کو که منت يارم جست شاعر : خاقاني فرصت آمدنت يارم جست سر و زر کو که منت يارم جست سر موئي ز تنت يارم جست...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
يارب آن خال بر آن لب چه خوش است
يارب آن خال بر آن لب چه خوش است شاعر : خاقاني بر هلالش نقط از شب چه خوش است يارب آن خال بر آن لب چه خوش است نقطه...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در عشق تو عافيت حرام است
در عشق تو عافيت حرام است شاعر : خاقاني آن را که نه عشق پخت خام است در عشق تو عافيت حرام است جز نيستيي که بر دوام...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به جائي رسيد عشق که بر جاي جان نشست
به جائي رسيد عشق که بر جاي جان نشست شاعر : خاقاني سلامت کرانه کرد، خود اندر ميان نشست به جائي رسيد عشق که بر جاي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چرا ننهم؟ نهم دل بر خيالت
چرا ننهم؟ نهم دل بر خيالت شاعر : خاقاني چرا ندهم؟ دهم جان در وصالت چرا ننهم؟ نهم دل بر خيالت بجويم بو که دريابم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر که به سوداي چون تو يار بپرداخت
هر که به سوداي چون تو يار بپرداخت شاعر : خاقاني همتش از بند روزگار بپرداخت هر که به سوداي چون تو يار بپرداخت ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دلم در بحر سوداي تو غرق است
دلم در بحر سوداي تو غرق است شاعر : خاقاني نکو بشنو که اين معني نه زرق است دلم در بحر سوداي تو غرق است نفاقت سوخت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آيمت
بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آيمت شاعر : خاقاني بربند عقد در که کنون دربر آيمت بگشا نقاب رخ که ز ره بر در آيمت ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
علم عشق عالي افتاده است
علم عشق عالي افتاده است شاعر : خاقاني کيسه‌ي صبر خالي افتاده است علم عشق عالي افتاده است که ضروري و حالي افتاده...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
فلک در نيکوئي انصاف دادت
فلک در نيکوئي انصاف دادت شاعر : خاقاني سرگردن کشان گردن نهادت فلک در نيکوئي انصاف دادت که مادر در جهان حسن زادت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بتي کز طرف شب مه را وطن ساخت
بتي کز طرف شب مه را وطن ساخت شاعر : خاقاني ز سنبل سايبان بر ياسمن ساخت بتي کز طرف شب مه را وطن ساخت بشد ياقوت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن‌ها که محققان راهند
آن‌ها که محققان راهند شاعر : خاقاني در مسند فقر پادشاهند آن‌ها که محققان راهند در بزم، سران بي‌کلاهند در رزم،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
با او دلم به مهر و محبت نشانه بود
با او دلم به مهر و محبت نشانه بود شاعر : خاقاني سيمرغ وصل را دل و جان آشيانه بود با او دلم به مهر و محبت نشانه بود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
طريق عشق رهبر برنتابد
طريق عشق رهبر برنتابد شاعر : خاقاني جفاي دوست داور برنتابد طريق عشق رهبر برنتابد که اين ره دامن تر برنتابد ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عقل در عشق تو سرگردان بماند
عقل در عشق تو سرگردان بماند شاعر : خاقاني چشم جان در روي تو حيران بماند عقل در عشق تو سرگردان بماند روز و شب...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل کشيد آخر عنان چون مرد ميدانت نبود
دل کشيد آخر عنان چون مرد ميدانت نبود شاعر : خاقاني صبر پي گم کرد چون هم‌دست دستانت نبود دل کشيد آخر عنان چون مرد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تازگي امروز از اشعار او بيند عراق
تازگي امروز از اشعار او بيند عراق شاعر : خاقاني کو شعار مدحت شاه خراسان تازه کرد تازگي امروز از اشعار او بيند عراق...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل پيش خيال تو صد ديده برافشاند
دل پيش خيال تو صد ديده برافشاند شاعر : خاقاني در پاي تو هر ساعت جاني دگر افشاند دل پيش خيال تو صد ديده برافشاند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
صد يک حسن تو نوبهار ندارد
صد يک حسن تو نوبهار ندارد شاعر : خاقاني طاقت جور تو روزگار ندارد صد يک حسن تو نوبهار ندارد کار جهان تا ابد قرار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390