سعدي آن بلبل «شيراز سخن»
سعدي آن بلبل «شيراز سخن» شاعر : جامي در گلستان سخن دستان زن سعدي آن بلبل «شيراز سخن» از نواي سحري سحرنماي ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي درين کارگه هوش‌رباي
اي درين کارگه هوش‌رباي شاعر : جامي روز و شب چشم نه و گوش‌گشاي! اي درين کارگه هوش‌رباي نه به گوش‌ات ز شنيدن خبري،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
داشت غوکي به لب بحر وطن
داشت غوکي به لب بحر وطن شاعر : جامي دايم از بحر همي راند سخن داشت غوکي به لب بحر وطن گوهر مدحت دريا سفتي روز...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي پر از فيض وجود تو جهان!
اي پر از فيض وجود تو جهان! شاعر : جامي غرق نور تو چه پيدا چه نهان! اي پر از فيض وجود تو جهان! با همه، بي‌همه،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
پور عمران به دلي غرقه‌ي نور
پور عمران به دلي غرقه‌ي نور شاعر : جامي مي‌شد از بهر مناجات به طور پور عمران به دلي غرقه‌ي نور قائد لشکر مهجوران...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي درين دامگه وهم و خيال
اي درين دامگه وهم و خيال شاعر : جامي مانده در ربقه‌ي عادت مه و سال اي درين دامگه وهم و خيال در خلاف آمد عادت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
صادقي را غم شبگير گرفت
صادقي را غم شبگير گرفت شاعر : جامي صبحدم دست يکي پير گرفت صادقي را غم شبگير گرفت بهر معراج مقامات بلند کمر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي دل اهل ارادت به تو شاد!
اي دل اهل ارادت به تو شاد! شاعر : جامي به تو نازم! که مريدي و مراد اي دل اهل ارادت به تو شاد! هر چه هست از طرف...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي رقم کرده‌ي تو حرف گناه!
اي رقم کرده‌ي تو حرف گناه! شاعر : جامي نامه‌ي عمرت ازين حرف سياه! اي رقم کرده‌ي تو حرف گناه! مرگ بر حرف تو انگشت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مي‌شد اندر حشم حشمت و جاه
مي‌شد اندر حشم حشمت و جاه شاعر : جامي پادشاوار وزيري بر راه مي‌شد اندر حشم حشمت و جاه موکبش ناظم عالي گهران ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بود مردانه‌زني در موصل
بود مردانه‌زني در موصل شاعر : جامي سر جانش به حقيقت واصل بود مردانه‌زني در موصل ليک در نور يقين، مرد تمام ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شحنه‌اي گفت که عياري را
شحنه‌اي گفت که عياري را شاعر : جامي مانده در حبس گرفتاري را، شحنه‌اي گفت که عياري را بر سر جمع، سياست کردند ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي ز بس بار تو انبوه شده،
اي ز بس بار تو انبوه شده، شاعر : جامي دل تو نقطه‌ي اندوه شده! اي ز بس بار تو انبوه شده، منتهي گشته به اين نقطه‌ي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
پيري از نور هدا بيگانه
پيري از نور هدا بيگانه شاعر : جامي چهره پر دود، ز آتش‌خانه پيري از نور هدا بيگانه ميهمان شد به سر خوان خليل ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بوتراب آن گهر بحر شرف
بوتراب آن گهر بحر شرف شاعر : جامي کبرو يافت از او خاک نسف بوتراب آن گهر بحر شرف مرکب جهد سوي اعدا راند با...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي دلت شاه سراپرده‌ي عشق
اي دلت شاه سراپرده‌ي عشق شاعر : جامي جان تو زخم بلاخورده‌ي عشق اي دلت شاه سراپرده‌ي عشق داغ پروانگي‌اش لم يزل...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
والي مصر ولايت، ذوالنون
والي مصر ولايت، ذوالنون شاعر : جامي آن به اسرار حقيقت مشحون والي مصر ولايت، ذوالنون در حرم حاضر و ناظر بودم ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خارکش پيري با دلق درشت
خارکش پيري با دلق درشت شاعر : جامي پشته‌اي خار همي برد به پشت خارکش پيري با دلق درشت هر قدم دانه‌ي شکري مي‌کاشت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي که از طبع فرومايه‌ي خويش
اي که از طبع فرومايه‌ي خويش شاعر : جامي مي‌زني گام پي وايه‌ي خويش! اي که از طبع فرومايه‌ي خويش زين هنر پايه‌ي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي گرو کرده زبان را به دروغ!
اي گرو کرده زبان را به دروغ! شاعر : جامي برده بهتان ز کلام تو فروغ! اي گرو کرده زبان را به دروغ! که زبانت دگر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390