قطره چون آب شد به تابستان
قطره چون آب شد به تابستان شاعر : جامي گشت آن آب سوي بحر روان قطره چون آب شد به تابستان خويشتن را وراي بحر نديد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در نواحي مصر شيرزني
در نواحي مصر شيرزني شاعر : جامي همچو مردان مرد خودشکني در نواحي مصر شيرزني نقد هستي تمامش از کف شد به چنين...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
معتمر نام، مهتري ز عرب
معتمر نام، مهتري ز عرب شاعر : جامي رفت تا روضه‌ي نبي يک شب معتمر نام، مهتري ز عرب ادب بندگي بجا آورد رو در...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خسرو صبح چو علم برزد
خسرو صبح چو علم برزد شاعر : جامي لشکر شام را به هم برزد خسرو صبح چو علم برزد چاره‌جو رو به مسجد احزاب هر دو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بعد شش سال، معتمر، يا هفت
بعد شش سال، معتمر، يا هفت شاعر : جامي به سر روضه‌ي نبي مي‌رفت بعد شش سال، معتمر، يا هفت بر سر قبرشان گذار افگند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زنگي‌اي روي چون در دوزخ
زنگي‌اي روي چون در دوزخ شاعر : جامي بيني‌اي همچو موري مطبخ زنگي‌اي روي چون در دوزخ لاف کافوري ار زدي انگشت ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بود در دل چنان، که اين دفتر
بود در دل چنان، که اين دفتر شاعر : جامي نبود از نصف اولين کمتر بود در دل چنان، که اين دفتر چون بدين جا رسيد سر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
حمد ايزد نه کار توست، اي دل!
حمد ايزد نه کار توست، اي دل! شاعر : جامي هر چه کار تو، بار توست، اي دل! حمد ايزد نه کار توست، اي دل! و اعترف...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بود در مرو شاه جان زالي
بود در مرو شاه جان زالي شاعر : جامي همچون زال جهان کهنسالي بود در مرو شاه جان زالي بر وي از يک دو لشکري المي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در رهي مي‌گذشت پيغمبر
در رهي مي‌گذشت پيغمبر شاعر : جامي با گروهي ز دوستان، همبر در رهي مي‌گذشت پيغمبر گرد سنگي بزرگ، کرده نشست ديد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
پيش سوداييان تخت جلال
پيش سوداييان تخت جلال شاعر : جامي نيست جز تاج جود، راس‌المال پيش سوداييان تخت جلال کي ز سوداي خويش سود کنند؟...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
حاتم آن بحر جود و کان عطا
حاتم آن بحر جود و کان عطا شاعر : جامي روزي از قوم خويش ماند جدا حاتم آن بحر جود و کان عطا ديد اسيريي به پاي سلسله‌اي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بود در عهد بوعلي سينا
بود در عهد بوعلي سينا شاعر : جامي آن به کنه اصول طب بينا بود در عهد بوعلي سينا شد ز ماخوليا پريشانحال ز آل...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
جامي! از شعر و شاعري بازآي!
جامي! از شعر و شاعري بازآي! شاعر : جامي با خموشي ز شعر دمساز آي! جامي! از شعر و شاعري بازآي! بهر آن شعر، مو شکافتن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي به يادت تازه جان عاشقان!
اي به يادت تازه جان عاشقان! شاعر : جامي ز آب لطفت تر، زبان عاشقان! اي به يادت تازه جان عاشقان! خوبرويان را شده...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ضعف پيري قوت طبعم شکست
ضعف پيري قوت طبعم شکست شاعر : جامي راه فکرت بر ضمير من ببست ضعف پيري قوت طبعم شکست بر لبم حرف سخنراني نماند ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون رسيدم شب بدين جا زين خطاب
چون رسيدم شب بدين جا زين خطاب شاعر : جامي در ميان فکر تم بربود خواب چون رسيدم شب بدين جا زين خطاب پاک و روشن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شهرياري بود در يونان زمين
شهرياري بود در يونان زمين شاعر : جامي چون سکندر صاحب تاج و نگين شهرياري بود در يونان زمين کاخ حکمت را قوي کرده...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون به تدبير حکيم نامدار
چون به تدبير حکيم نامدار شاعر : جامي يافت گيتي بر شه يونان قرار چون به تدبير حکيم نامدار خارجش نگذاشت از زير...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کرد چون دانا حکيم نيک‌خواه
کرد چون دانا حکيم نيک‌خواه شاعر : جامي شهوت و زن را نکوهش پيش شاه کرد چون دانا حکيم نيک‌خواه ماند حيران فکرت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390