ضعف پيري قوت طبعم شکست
ضعف پيري قوت طبعم شکست شاعر : جامي راه فکرت بر ضمير من ببست ضعف پيري قوت طبعم شکست بر لبم حرف سخنراني نماند ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون رسيدم شب بدين جا زين خطاب
چون رسيدم شب بدين جا زين خطاب شاعر : جامي در ميان فکر تم بربود خواب چون رسيدم شب بدين جا زين خطاب پاک و روشن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شهرياري بود در يونان زمين
شهرياري بود در يونان زمين شاعر : جامي چون سکندر صاحب تاج و نگين شهرياري بود در يونان زمين کاخ حکمت را قوي کرده...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون به تدبير حکيم نامدار
چون به تدبير حکيم نامدار شاعر : جامي يافت گيتي بر شه يونان قرار چون به تدبير حکيم نامدار خارجش نگذاشت از زير...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کرد چون دانا حکيم نيک‌خواه
کرد چون دانا حکيم نيک‌خواه شاعر : جامي شهوت و زن را نکوهش پيش شاه کرد چون دانا حکيم نيک‌خواه ماند حيران فکرت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
صبحدم چون شاه اين نيلي تتق
صبحدم چون شاه اين نيلي تتق شاعر : جامي بارگي راندي به ميدان افق صبحدم چون شاه اين نيلي تتق پاي کردي سوي ميدان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
از کمانداران خاص اندر زمان
از کمانداران خاص اندر زمان شاعر : جامي خواستي ناکرده زه چاچي کمان از کمانداران خاص اندر زمان بانگ زه از گوشه‌ها...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بود در جود و سخا دريا کفي
بود در جود و سخا دريا کفي شاعر : جامي ملکش از بحر عطا دريا کفي بود در جود و سخا دريا کفي عرصه‌ي گيتي ز دينار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون سلامان را شد اسباب جمال
چون سلامان را شد اسباب جمال شاعر : جامي از بلاغت جمع، در حد کمال، چون سلامان را شد اسباب جمال باغ لطفش رونق ديگر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون سلامان با همه حلم و وقار
چون سلامان با همه حلم و وقار شاعر : جامي کرد در وي عشوه‌ي ابسال کار، چون سلامان با همه حلم و وقار وز کمند زلف...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون سلامان مايل ابسال شد
چون سلامان مايل ابسال شد شاعر : جامي طالع ابسال فر خفال شد چون سلامان مايل ابسال شد شد بدو پيوند اميدش قوي ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون سلامان شد حريف ابسال را
چون سلامان شد حريف ابسال را شاعر : جامي صرف وصلش کرد ماه و سال را، چون سلامان شد حريف ابسال را هر دو را شد دل...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
«ديده‌ي اقبال من روشن به توست
«ديده‌ي اقبال من روشن به توست شاعر : جامي عرصه‌ي آمال من گلشن به توست «ديده‌ي اقبال من روشن به توست تا گلي چون...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر کجا از عشق جاني در هم است
هر کجا از عشق جاني در هم است شاعر : جامي محنت اندر محنت و غم در غم است هر کجا از عشق جاني در هم است گفت و گوي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون سلامان هفته‌اي محمل براند
چون سلامان هفته‌اي محمل براند شاعر : جامي پندگويان را بر او دستي نماند چون سلامان هفته‌اي محمل براند بار خود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شه چو شد آگاه بعد از چند گاه
شه چو شد آگاه بعد از چند گاه شاعر : جامي ز آن فراق جانگداز از عمرکاه، شه چو شد آگاه بعد از چند گاه وز دو ديده...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون پدر روي سلامان را بديد
چون پدر روي سلامان را بديد شاعر : جامي وز فراق عمر کاه او رهيد، چون پدر روي سلامان را بديد دست مهر از لطف بر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کيست در عالم ز عاشق خوارتر؟
کيست در عالم ز عاشق خوارتر؟ شاعر : جامي نيست کار از کار او، دشوارتر کيست در عالم ز عاشق خوارتر؟ ني تمناي دلش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
باشد اندر دار و گير روز و شب
باشد اندر دار و گير روز و شب شاعر : جامي عاشق بيچاره را حالي عجب باشد اندر دار و گير روز و شب از کمان چرخ، پي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون سلامان ماند ز ابسال اينچنين
چون سلامان ماند ز ابسال اينچنين شاعر : جامي بود در روز و شبش حال اينچنين چون سلامان ماند ز ابسال اينچنين جان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390