اندیشه های اجتماعی اگوست کنت (1)
اثبات گرایی کنت مبتنی بر این نظر است که همه چیز در جامعه قابل مشاهده اند و از الگو و قوانینی تبعیت کند و به کمک این قوانین می توان به تبیین رفتار...
جمعه، 10 دی 1395
اگوست کنت (1857-1798) پدر علم جامعه شناسی
کنت یک متفکر فرانسوی قرن نوزدهم، مؤسس و واضع جامعه شناسی، پدر اثبات گرایی و پوزیتیویسم و گسترش دهنده اومانیسم بود.
جمعه، 10 دی 1395
ایدئولوژی چیست؟
ایدئولوژی عبارت از سیستمی از ایده‌ها و قضاوت‌ها‌ی روشن و صریح و عموماً سازمان یافته که موقعیت‌ یک گروه یا جامعه را توصیه، تفسیر، تشریح و اثبات...
پنجشنبه، 9 دی 1395
نقش خداوند در تغییرات اجتماعی
در آیات قرآن کریم از مؤثرترین عواملی که موجب تغییرات و تحولات اجتماعی و تاریخی معرفی شدہ، «خداوند» است. در این دسته از آیات، منشأ تغییرات و تحولات،...
پنجشنبه، 9 دی 1395
نقش عالمان دین در تغییرات اجتماعی
یکی از عواملی که خداوند در قرآن کریم آن را به عنوان عاملی مؤثر در ایجاد تغییرها در جامعه بیان می‌فرماید، در مورد عالمان دین است. عالمان دینی...
پنجشنبه، 9 دی 1395
یادگار
دهه‌ی اول محرم بود یک نفر باز هم به در می‌زد باز هم طبق عادتی مالوف دل به شوق حسین پر می‌زد
پنجشنبه، 9 دی 1395
یاران مذاب
...و رد پای اسب از سینه‌ی تفتیده‌‎ی تاریخ رد می‌شد نگاه کاروان هم، از مسیر چشم‌های میخ رد می‌شد و گاهی گریه‌ای می‌‎شد قناری، درهوای بهت صحرایی و...
پنجشنبه، 9 دی 1395
یال بلند اسب
می‌آید از نهایت تنهایی، یال بلند اسب، رها در باد این سرخ یال اسب پریشان است، یا لحظه‌های خون و خدا در باد می‌آید و هراس من از این است، کاین قامت...
پنجشنبه، 9 دی 1395
یک نیستان غریبی
ستم بود و آتش، ستم بود و خنجر ستم بود و قنداقه‌ی سرخ اصغر ستم بود و غربت، ستم بود و ناله ستم بود و فردای دلگیر خواهر
پنجشنبه، 9 دی 1395
یاحسین
دنیا در خون نشست تا دید او را از بس که شکستند دل بانو را هفتاد و دوبار عشق زانو زد و بعد با خون خدا نوشته شد عاشورا
پنجشنبه، 9 دی 1395
هلال زینب
چه نیکو می‌درخشی ای هلالم هلال لاله روی با کمالم چرا کردی غروب از پیش چشمم مه عرش آشیان ذوالجلالم
پنجشنبه، 9 دی 1395
هنوز مردانی هستند
آمده‌ام که شعر بگویم اجازه بده کلماتم در غربتت بمیرند اجازه بده کلماتم قیام کنند به حرمت نامت
پنجشنبه، 9 دی 1395
هفتمین فصل غزل
هفت وادی، زیر گام عشق بر پایان رسید هشتمین نوبت به دست قلّه پیمایان رسید هشت نوبت، دور گردون فصل سرخ آغاز کرد آسمان، آغوش، بر اهل شهادت باز کرد
پنجشنبه، 9 دی 1395
هفتاد و دو...
هفتاد و دو حرف، جمله‌ای ساخته‌اند هفتاد و دو را، به عشق پرداخته‌اند هفتاد و دو دست، رایت قرآن را بر قله‌ی روزگار افراخته‌اند
پنجشنبه، 9 دی 1395
هفتاد دو خط اشک
ای شده تاریخ عزادار تو وسعت جغرافی ایثار تو من نه فقط مرثیه ساز توام شاعر « هفتاد و دو» راز توام
پنجشنبه، 9 دی 1395
هفت خوان آسمان
سحر به خواب دیده بودم از میان آسمان به خاک می‌کشاندنم فرشتگان آسمان غروب‌تر ز دوردست آن طرف‌تر از افق به گوش می‌رسید زنگ کاروان آسمان
پنجشنبه، 9 دی 1395
هزار دانۀ تسبيح دوستت دارم
درست در سحر تازه‌ات پیاده شدم کنار رنج بی‌اندازه‌ات پیاده شدم چه آسمان قشنگی و دوستت دارم منم و سینه‌ی تنگی و دوستت دارم
پنجشنبه، 9 دی 1395
هرگز
هر غروب نامت که می‌وزد به دریا می‌اندیشم و هیچ قایق شکسته‌ای در ساحل تداعی نمی‌شود،
پنجشنبه، 9 دی 1395
های های گریه
هوای های های گریه دارم به دل چو نی نوای گریه دارم کنار چاهم، دور از تو هر شب پریشانم هوای گریه دارم
پنجشنبه، 9 دی 1395
و عاشورا...
تقویم روی ثانیه‌های شوم، می‌چرخد و هوای خطر دارد یک کاروان پر از رُزو آویشن، این روزها خیال سفر دارد تقویم از هزاره‌ی درد و داغ، تقویم از کتیبه...
پنجشنبه، 9 دی 1395