اگر ز پيش براني مرا که برخواند
اگر ز پيش براني مرا که برخواند شاعر : خواجوي کرماني وگر مراد نبخشي که از تو بستاند اگر ز پيش براني مرا که برخواند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آن خط شب مثال که بر خور نوشته‌اند
آن خط شب مثال که بر خور نوشته‌اند شاعر : خواجوي کرماني يا رب چه دلفريب و چه در خور نوشته‌اند آن خط شب مثال که بر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
رنج ما برديم و گنج ارباب دولت برده‌اند
رنج ما برديم و گنج ارباب دولت برده‌اند شاعر : خواجوي کرماني خار ما خورديم و ايشان گل بدست آورده‌اند رنج ما برديم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خورشيد را ز مشک زره پوش کرده‌اند
خورشيد را ز مشک زره پوش کرده‌اند شاعر : خواجوي کرماني وانگه بهانه زلف و بنا گوش کرده‌اند خورشيد را ز مشک زره پوش...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شام خون آشام گيسو را اگر چين کرده‌اند
شام خون آشام گيسو را اگر چين کرده‌اند شاعر : خواجوي کرماني زلف پرچين را چرا برصبح پرچين کرده‌اند شام خون آشام گيسو...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زنده‌اند آنها که پيش چشم خوبان مرده‌اند
زنده‌اند آنها که پيش چشم خوبان مرده‌اند شاعر : خواجوي کرماني مرده دل جمعي که دل دادند و جان نسپرده‌اند زنده‌اند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خورشيد را به سايه‌ي شب در نشانده‌اند
خورشيد را به سايه‌ي شب در نشانده‌اند شاعر : خواجوي کرماني شب را بپاسباني اختر نشانده‌اند خورشيد را به سايه‌ي شب...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اين دلبران که پرده برخ در کشيده‌اند
اين دلبران که پرده برخ در کشيده‌اند شاعر : خواجوي کرماني هر يک بغمزه پرده‌ي خلقي دريده‌اند اين دلبران که پرده برخ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زهي زلفت گرهگيري پر از بند
زهي زلفت گرهگيري پر از بند شاعر : خواجوي کرماني لب لعلت نمک داني پر از قند زهي زلفت گرهگيري پر از بند طناب چنبري...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي ساربان به قتل ضعيفان کمر مبند
اي ساربان به قتل ضعيفان کمر مبند شاعر : خواجوي کرماني بر گير بارم از دل و بار سفر مبند اي ساربان به قتل ضعيفان کمر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عاقل ندهد عاشق دلسوخته را پند
عاقل ندهد عاشق دلسوخته را پند شاعر : خواجوي کرماني سلطان ننهد بنده محنت زده را بند عاقل ندهد عاشق دلسوخته را پند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
همرهان رفتند و ما را در سفر بگذاشتند
همرهان رفتند و ما را در سفر بگذاشتند شاعر : خواجوي کرماني از خبر رفتيم و ما را بيخبر بگذاشتند همرهان رفتند و ما...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دل مجروح مرا آگهي از جان دادند
دل مجروح مرا آگهي از جان دادند شاعر : خواجوي کرماني جان غمگين مرا مژده‌ي جانان دادند دل مجروح مرا آگهي از جان دادند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دوش چون در شکن طره‌ي شب چين دادند
دوش چون در شکن طره‌ي شب چين دادند شاعر : خواجوي کرماني مژده‌ي آمدن آن صنم چين دادند دوش چون در شکن طره‌ي شب چين...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اين چه نامه‌ست که از کشور يار آوردند
اين چه نامه‌ست که از کشور يار آوردند شاعر : خواجوي کرماني وين چه نافه‌ست که از سوي تتار آوردند اين چه نامه‌ست که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خيمه‌ي نوروز بر صحرا زدند
خيمه‌ي نوروز بر صحرا زدند شاعر : خواجوي کرماني چارطاق لعل بر خضرا زدند خيمه‌ي نوروز بر صحرا زدند کرسي از ياقوت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ز چشم مست تو آنها که آگهي دارند
ز چشم مست تو آنها که آگهي دارند شاعر : خواجوي کرماني مدام معتکف آستان خمارند ز چشم مست تو آنها که آگهي دارند ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ساقيان آبم بجام لعل شکر خا برند
ساقيان آبم بجام لعل شکر خا برند شاعر : خواجوي کرماني شاهدان خوابم بچشم جادوي شهلا برند ساقيان آبم بجام لعل شکر خا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مرغان اين چمن همه بي بال و بي پرند
مرغان اين چمن همه بي بال و بي پرند شاعر : خواجوي کرماني مردان اين قدم همه بي پا و بي سرند مرغان اين چمن همه بي بال...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون ترک من سپاه حبش برختن زند
چون ترک من سپاه حبش برختن زند شاعر : خواجوي کرماني از مشگ سوده سلسله بر نسترن زند چون ترک من سپاه حبش برختن زند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390