هر که از پرورنده رنج نديد
هر که از پرورنده رنج نديد شاعر : اوحدي مراغه اي در جهان جز غم و شکنج نديد هر که از پرورنده رنج نديد دل داننده...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مکن، اي خواجه، بر غلامان جور
مکن، اي خواجه، بر غلامان جور شاعر : اوحدي مراغه اي که بدين شکل و سان نماند دور مکن، اي خواجه، بر غلامان جور دل...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
داشت عيسي خري کبود به رنگ
داشت عيسي خري کبود به رنگ شاعر : اوحدي مراغه اي که نرفتي دو روز يک فرسنگ داشت عيسي خري کبود به رنگ با وجود چنان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خوان اينان که خون دل پالود
خوان اينان که خون دل پالود شاعر : اوحدي مراغه اي ندهد لقمه جز که زهر آلود خوان اينان که خون دل پالود چون نگيرد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شاعري چيست؟ بر در دونان
شاعري چيست؟ بر در دونان شاعر : اوحدي مراغه اي خانه‌ي کرد و حکمت يونان شاعري چيست؟ بر در دونان طبع را دادن عذاب...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
دوستي را يگانه شو با دوست
دوستي را يگانه شو با دوست شاعر : اوحدي مراغه اي از صفا چون دو مغز در يک پوست دوستي را يگانه شو با دوست دل بر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
من شنيدم که صاحب ديذي
من شنيدم که صاحب ديذي شاعر : اوحدي مراغه اي داشت ناپاکزاده تلميذي من شنيدم که صاحب ديذي پر هنر بر سرش مصيبت و...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چيست مردي؟ ز مردمان بررس
چيست مردي؟ ز مردمان بررس شاعر : اوحدي مراغه اي مردمي چيست؟ گر بداني بس چيست مردي؟ ز مردمان بررس اوست مردم که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
پيش ازين مردمي چنين بودست
پيش ازين مردمي چنين بودست شاعر : اوحدي مراغه اي رسم اهل فتوت اين بودست پيش ازين مردمي چنين بودست نامشان بر سر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بود در روم پيش ازين سر و کار
بود در روم پيش ازين سر و کار شاعر : اوحدي مراغه اي صاحبي نان ده و فتوت يار بود در روم پيش ازين سر و کار پر ز...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي پدر، خود پز اين سرشته‌ي تو
اي پدر، خود پز اين سرشته‌ي تو شاعر : اوحدي مراغه اي تو بهي باغبان کشته‌ي تو اي پدر، خود پز اين سرشته‌ي تو سر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خنک آن پيشه کار حاجتمند
خنک آن پيشه کار حاجتمند شاعر : اوحدي مراغه اي به کم و بيش ازين جهان خرسند خنک آن پيشه کار حاجتمند دست در کار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چو به کسب علوم داري ميل
چو به کسب علوم داري ميل شاعر : اوحدي مراغه اي از همه لذتي فرو چين ذيل چو به کسب علوم داري ميل ننهادي، هنر کجا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
شيخکي بر فسانه بود وگزاف
شيخکي بر فسانه بود وگزاف شاعر : اوحدي مراغه اي چشم بر هم نهاده ميزد لاف شيخکي بر فسانه بود وگزاف حرمت و آب رخ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خنک آن پردلان دين پرور
خنک آن پردلان دين پرور شاعر : اوحدي مراغه اي دل بدين صرف کرده، جان بر سر خنک آن پردلان دين پرور به توکل نشسته...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
اي که گشتي بد آن قدر خرسند
اي که گشتي بد آن قدر خرسند شاعر : اوحدي مراغه اي که کسي خواندت به دانشمند اي که گشتي بد آن قدر خرسند ميکن آنچت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا نگردي تو مجتهد در دين
تا نگردي تو مجتهد در دين شاعر : اوحدي مراغه اي ننويسي جواب کس به يقين تا نگردي تو مجتهد در دين فقنا زين مقوله‌ي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زن خود را به سنگ زد مردش
زن خود را به سنگ زد مردش شاعر : اوحدي مراغه اي شد دوان، پيش قاضي آوردش زن خود را به سنگ زد مردش گشت قاضي ميانشان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آه ازين واعظان منبر کوب!
آه ازين واعظان منبر کوب! شاعر : اوحدي مراغه اي شرمشان نيست خود ز منبر و چوب آه ازين واعظان منبر کوب! عين شوخي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
راستي کن، که راستان رستند
راستي کن، که راستان رستند شاعر : اوحدي مراغه اي در جهان راستان قوي دستند راستي کن، که راستان رستند کج‌روان نيم...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390