عز ناخفتن، ار تو هستي کس
عز ناخفتن، ار تو هستي کس شاعر : اوحدي مراغه اي نص يا «ايهاالمزمل» بس عز ناخفتن، ار تو هستي کس بر زبان چشمه‌ي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
خوبرويان چو رخ همي پوشند
خوبرويان چو رخ همي پوشند شاعر : اوحدي مراغه اي عاشقان در طلب همي کوشند خوبرويان چو رخ همي پوشند قاف تا قاف نام...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
از خموشي رسيده‌اند وز سير
از خموشي رسيده‌اند وز سير شاعر : اوحدي مراغه اي زکريا و مردم اندر دير از خموشي رسيده‌اند وز سير اين به عيسي و...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زهدت آن باشد، اي سعادت جوي
زهدت آن باشد، اي سعادت جوي شاعر : اوحدي مراغه اي کز متاع جهان بتابي روي زهدت آن باشد، اي سعادت جوي پشت بر فضله‌ي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
به ريا روي در خداي مکن
به ريا روي در خداي مکن شاعر : اوحدي مراغه اي پيش يزدان به زرق جاي مکن به ريا روي در خداي مکن بوريايي نيرزد، ار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سخني کز سر معامله نيست
سخني کز سر معامله نيست شاعر : اوحدي مراغه اي عقل را اندرو مجامله نيست سخني کز سر معامله نيست بي‌ريا هيچ دم نخواهي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ياري از غير حق نه از دينست
ياري از غير حق نه از دينست شاعر : اوحدي مراغه اي حق «اياک نستعين» اينست ياري از غير حق نه از دينست هر دم «الحمد»...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
زمره‌اي از بلا هلاک شوند
زمره‌اي از بلا هلاک شوند شاعر : اوحدي مراغه اي به بلا از گناه پاک شوند زمره‌اي از بلا هلاک شوند چون بلازوست،...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
حبذا! مفلسان آواره
حبذا! مفلسان آواره شاعر : اوحدي مراغه اي جامه و جان پاره در پاره حبذا! مفلسان آواره به کمي سوي خود نظر کرده ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مخلصاني که در مراقبتند
مخلصاني که در مراقبتند شاعر : اوحدي مراغه اي در هراس خلاف عاقبتند مخلصاني که در مراقبتند مخلصان راست اين هدايت...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هم چو شمع از غمت بسوزاند
هم چو شمع از غمت بسوزاند شاعر : اوحدي مراغه اي گه کشد، گاه برفروزاند هم چو شمع از غمت بسوزاند بازگرداندت به هر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نعمتش را سپاسداري کن
نعمتش را سپاسداري کن شاعر : اوحدي مراغه اي زو زيادت بخواه و زاري کن نعمتش را سپاسداري کن کامهاي دگر طفيل بود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
پيش ازين آدمي و اين آدم
پيش ازين آدمي و اين آدم شاعر : اوحدي مراغه اي ديو بود و فرشته در عالم پيش ازين آدمي و اين آدم عزتش را فرشته کرد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عرش رحمن دلست، اگر داني
عرش رحمن دلست، اگر داني شاعر : اوحدي مراغه اي دل باقي، نه اين دل فاني عرش رحمن دلست، اگر داني دل فاني ازين محله...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عقل را دل گزيده فرزنديست
عقل را دل گزيده فرزنديست شاعر : اوحدي مراغه اي روح را هم يگانه دلبنديست عقل را دل گزيده فرزنديست دل تست، اين...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عشق و دل را يک اختيار بود
عشق و دل را يک اختيار بود شاعر : اوحدي مراغه اي عقل و جان را دويي حصار بود عشق و دل را يک اختيار بود عشق خود...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
عاشقي کو سخن باو شنود
عاشقي کو سخن باو شنود شاعر : اوحدي مراغه اي هر چه وارد شود نکو شنود عاشقي کو سخن باو شنود کانچه داري جزو براندازي...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نور گيرد دلش به مايه‌ي ذکر
نور گيرد دلش به مايه‌ي ذکر شاعر : اوحدي مراغه اي پرورشها کند به دايه‌ي ذکر نور گيرد دلش به مايه‌ي ذکر نظرش لايق...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
بينش اوست غايت عرفان
بينش اوست غايت عرفان شاعر : اوحدي مراغه اي دانش او سرايت عرفان بينش اوست غايت عرفان مگر از باز جستن صفتش نرسد...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نور با جان اگر چه همرنگست
نور با جان اگر چه همرنگست شاعر : اوحدي مراغه اي با تنش نيز صحبتي تنگست نور با جان اگر چه همرنگست اين زيارت که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390