به نام خداوند جان و خرد
کزين برتر انديشه برنگذرد به نام خداوند جان و خرد خداوند روزي ده رهنماي خداوند نام و خداوند جاي فروزنده ماه و ناهيد و مهر خداوند کيوان...
يکشنبه، 28 تير 1388
بشنو اين ني چون شکايت مي‌کند
از جداييها حکايت مي‌کند بشنو اين ني چون شکايت مي‌کند در نفيرم مرد و زن ناليده‌اند کز نيستان تا مرا ببريده‌اند تا بگويم شرح درد اشتياق ...
يکشنبه، 28 تير 1388
به نام آنکه هستي نام ازو يافت
فلک جنبش زمين آرام ازو يافت به نام آنکه هستي نام ازو يافت گواهي مطلق آمد بر وجودش خدائي کافرينش در سجودش که خوانندش خداوندان خداوند تعالي...
يکشنبه، 28 تير 1388
خداوند در توفيق بگشاي
نظامي را ره تحقيق بنماي خداوند در توفيق بگشاي زباني کافرينت را سرايد دلي ده کو يقينت را بشايد بدار از ناپسندم دست کوتاه مده ناخوب را بر...
يکشنبه، 28 تير 1388
اي قبه‌ي گردنده‌ي بي‌روزن خضرا
با قامت فرتوتي و با قوت برنا اي قبه‌ي گردنده‌ي بي‌روزن خضرا اي مادر ما چونکه همي کين کشي از ما؟ فرزند توايم اي فلک، اي مادر بدمهر پاکيزه...
يکشنبه، 28 تير 1388
نوبهار آمد و آورد گل و ياسمنا
باغ همچون تبت و راغ بسان عدنا نوبهار آمد و آورد گل و ياسمنا ميخ آن خيمه ستاک سمن و نسترنا آسمان خيمه زد از بيرم و ديباي کبود مرغکان چون...
يکشنبه، 28 تير 1388
آه ، تاکي ز سفر باز نيايي ، بازآ
اشتياق تو مرا سوخت کجايي، بازآ آه ، تاکي ز سفر باز نيايي ، بازآ گرهمان بر سرخونريزي مايي ، بازآ شده نزديک که هجران تو، مارا بکشد وقت آنست...
يکشنبه، 28 تير 1388
چون ناي بي‌نوايم از اين ناي بينوا
شادي نديد هيچ کس از ناي بينوا چون ناي بي‌نوايم از اين ناي بينوا زيرا جواب گفته‌ي من نيست جز صدا با کوه گويم آنچه از او پر شود دلم روزم...
يکشنبه، 28 تير 1388
دلا در عشق تو صد دفترستم
که صد دفتر ز کونين ازبرستم دلا در عشق تو صد دفترستم که آذر در ته خاکسترستم منم آن بلبل گل ناشکفته جفاي دوست را خواهان ترستم دلم سوجه ز...
يکشنبه، 28 تير 1388
نيلگون پرده برکشيد هوا
باغ بنوشت مفرش ديبا نيلگون پرده برکشيد هوا و آسمان گشت سيمگون سيما آبدان گشت نيلگون رخسار گر براندازي آب را به هوا چون بلور شکسته، بسته...
يکشنبه، 28 تير 1388
برآمد پيلگون ابري ز روي نيلگون دريا
چو راي عاشقان گردان چو طبع بيدلان شيدا برآمد پيلگون ابري ز روي نيلگون دريا چو گردان گردباد تندگردي تيره اندروا چو گردان گشته سيلابي ميان...
يکشنبه، 28 تير 1388
تا اختيار کردم سر منزل رضا را
مملوک خويش ديدم فرمانده‌ي قضا را تا اختيار کردم سر منزل رضا را تا سير خود نکردم، نشناختم خدا را تا ترک جان نگفتم آسوده‌دل نخفتم چون نام...
يکشنبه، 28 تير 1388
بي‌بها جنس وفا ماند هزاران افسوس
که ندانست کسي قيمت اين کالا را بي‌بها جنس وفا ماند هزاران افسوس که نخورده‌ست کس امروز غم فردا را حاليا گر قدح باده تو را هست بنوش کز چه...
يکشنبه، 28 تير 1388
حاتم طايي تويي اندر سخا
رستم دستان تويي اندر نبرد حاتم طايي تويي اندر سخا ني، که رستم نيست در جنگ تو مرد ني، که حاتم نيست با جود تو راد هموار کرد پر و بيوگند موي...
يکشنبه، 28 تير 1388
گر من اين دوستي تو ببرم تا لب گور
بزنم نعره وليکن ز تو بينم هنرا گر من اين دوستي تو ببرم تا لب گور مير خواهم که بماند به جهان در اثرا اثر مير نخواهم که بماند به جهان هر...
يکشنبه، 28 تير 1388
شمعيم و دلي مشعله‌افروز و دگر هيچ
شب تا به سحر گريه‌ي جانسوز و دگر هيچ شمعيم و دلي مشعله‌افروز و دگر هيچ در پرده يکي وعده‌ي مرموز و دگر هيچ افسانه بود معني ديدار، که دادند...
يکشنبه، 28 تير 1388
يا که به راه آرم اين صيد دل رميده را
يا به رهت سپارم اين جان به لب رسيده را يا که به راه آرم اين صيد دل رميده را يا به تو واگذارم اين جسم به خون تپيده را يا ز لبت کنم طلب قيمت...
يکشنبه، 28 تير 1388
به گردون مي‌رسد فرياد يارب ياربم شب‌ها
چه شد يارب در اين شب‌ها غم تاثير يارب‌ها به گردون مي‌رسد فرياد يارب ياربم شب‌ها ز بيم خوي او خاموش و در دل ماند مطلب‌ها به دل صدگونه مطلب...
يکشنبه، 28 تير 1388
سوي خود خوان يک رهم تا تحفه جان آرم تو را
جان نثار افشان خاک آستان آرم تو را سوي خود خوان يک رهم تا تحفه جان آرم تو را تا پيام طاير هم آشيان آرم تو را از کدامين باغي اي مرغ سحر با...
يکشنبه، 28 تير 1388
اين چرخ فلک که ما در او حيرانيم
فانوس خيال از او مثالي دانيم اين چرخ فلک که ما در او حيرانيم ما چون صوريم کاندر او حيرانيم خورشيد چراغداران و عالم فانوس زان پيش که از...
يکشنبه، 28 تير 1388