دلا در عشق تو صد دفترستم
که صد دفتر ز کونين ازبرستم دلا در عشق تو صد دفترستم که آذر در ته خاکسترستم منم آن بلبل گل ناشکفته جفاي دوست را خواهان ترستم دلم سوجه ز...
يکشنبه، 28 تير 1388
نيلگون پرده برکشيد هوا
باغ بنوشت مفرش ديبا نيلگون پرده برکشيد هوا و آسمان گشت سيمگون سيما آبدان گشت نيلگون رخسار گر براندازي آب را به هوا چون بلور شکسته، بسته...
يکشنبه، 28 تير 1388
برآمد پيلگون ابري ز روي نيلگون دريا
چو راي عاشقان گردان چو طبع بيدلان شيدا برآمد پيلگون ابري ز روي نيلگون دريا چو گردان گردباد تندگردي تيره اندروا چو گردان گشته سيلابي ميان...
يکشنبه، 28 تير 1388
تا اختيار کردم سر منزل رضا را
مملوک خويش ديدم فرمانده‌ي قضا را تا اختيار کردم سر منزل رضا را تا سير خود نکردم، نشناختم خدا را تا ترک جان نگفتم آسوده‌دل نخفتم چون نام...
يکشنبه، 28 تير 1388
بي‌بها جنس وفا ماند هزاران افسوس
که ندانست کسي قيمت اين کالا را بي‌بها جنس وفا ماند هزاران افسوس که نخورده‌ست کس امروز غم فردا را حاليا گر قدح باده تو را هست بنوش کز چه...
يکشنبه، 28 تير 1388
حاتم طايي تويي اندر سخا
رستم دستان تويي اندر نبرد حاتم طايي تويي اندر سخا ني، که رستم نيست در جنگ تو مرد ني، که حاتم نيست با جود تو راد هموار کرد پر و بيوگند موي...
يکشنبه، 28 تير 1388
گر من اين دوستي تو ببرم تا لب گور
بزنم نعره وليکن ز تو بينم هنرا گر من اين دوستي تو ببرم تا لب گور مير خواهم که بماند به جهان در اثرا اثر مير نخواهم که بماند به جهان هر...
يکشنبه، 28 تير 1388
شمعيم و دلي مشعله‌افروز و دگر هيچ
شب تا به سحر گريه‌ي جانسوز و دگر هيچ شمعيم و دلي مشعله‌افروز و دگر هيچ در پرده يکي وعده‌ي مرموز و دگر هيچ افسانه بود معني ديدار، که دادند...
يکشنبه، 28 تير 1388
يا که به راه آرم اين صيد دل رميده را
يا به رهت سپارم اين جان به لب رسيده را يا که به راه آرم اين صيد دل رميده را يا به تو واگذارم اين جسم به خون تپيده را يا ز لبت کنم طلب قيمت...
يکشنبه، 28 تير 1388
به گردون مي‌رسد فرياد يارب ياربم شب‌ها
چه شد يارب در اين شب‌ها غم تاثير يارب‌ها به گردون مي‌رسد فرياد يارب ياربم شب‌ها ز بيم خوي او خاموش و در دل ماند مطلب‌ها به دل صدگونه مطلب...
يکشنبه، 28 تير 1388
سوي خود خوان يک رهم تا تحفه جان آرم تو را
جان نثار افشان خاک آستان آرم تو را سوي خود خوان يک رهم تا تحفه جان آرم تو را تا پيام طاير هم آشيان آرم تو را از کدامين باغي اي مرغ سحر با...
يکشنبه، 28 تير 1388
اين چرخ فلک که ما در او حيرانيم
فانوس خيال از او مثالي دانيم اين چرخ فلک که ما در او حيرانيم ما چون صوريم کاندر او حيرانيم خورشيد چراغداران و عالم فانوس زان پيش که از...
يکشنبه، 28 تير 1388
برخيز و بيا بتا براي دل ما
حل کن به جمال خويشتن مشکل ما برخيز و بيا بتا براي دل ما زان پيش که کوزه‌ها کنند از گل ما يک کوزه شراب تا بهم نوش کنيم حالي خوش کن تو اين...
يکشنبه، 28 تير 1388
کار مده نفس تبه کار را
در صف گل جا مده اين خار را کار مده نفس تبه کار را خورده بسي خوشه و خروار را کشته نکودار که موش هوي بنده مشو درهم و دينار را چرخ و زمين...
يکشنبه، 28 تير 1388
اي دوست، تا که دسترسي داري
حاجت بر آر اهل تمنا را اي دوست، تا که دسترسي داري شايان سعادتي است توانا را زيراک جستن دل مسکينان آلود اين روان مصفا را از بس بخفتي، اين...
يکشنبه، 28 تير 1388
در وصل هم ز عشق تو اي گل در آتشم
عاشق نمي‌شوي که ببيني چه مي‌کشم در وصل هم ز عشق تو اي گل در آتشم بيچاره من که ساخته از آب و آتشم با عقل آب عشق به يک جو نمي‌رود صبحست و...
يکشنبه، 28 تير 1388
وا فريادا ز عشق وا فريادا
کارم بيکي طرفه نگار افتادا وا فريادا ز عشق وا فريادا ور نه من و عشق هر چه بادا بادا گر داد من شکسته دادا دادا در خواب نماي چهره باري يارا...
يکشنبه، 28 تير 1388
ديروز که چشم تو بمن در نگريست
خلقي بهزار ديده بر من بگريست ديروز که چشم تو بمن در نگريست ميبايد مرد و باز ميبايد زيست هر روز هزار بار در عشق تو ام بي يار و ديار اگر...
يکشنبه، 28 تير 1388
اي خاک درت سرمه‌ي ارباب بصارت
در تأديت مدح تو خم، پشت عبارت اي خاک درت سرمه‌ي ارباب بصارت بر فرق فريدون ننشيند ز حقارت گرد قدم زائرت، از غايت رفعت گويند به هم مطلب خود...
يکشنبه، 28 تير 1388
جاء البريد مبشرا من بعد ما طال المدا
اي قاصد جانان تو را صد جان و دل بادا فدا جاء البريد مبشرا من بعد ما طال المدا حرف دروغي از لب جانان بگو بهر خدا بالله اخبرني بما قد قال جيران...
يکشنبه، 28 تير 1388