پيراهن يوسف
ها که يافتيد تن يوسف من است اين پاره پاره بدن يوسف من است هر چند مکه نيست ولي حج تان قبول در فکه حج شناختن يوسف من است در عشقبازي آينه ي کربلاييان...
پنجشنبه، 27 اسفند 1388
بگذار....
بايد که گلي مثل تو پرپر شده باشد وقتي که چنين باد معطر شده باشد اکنون که نصيب فلک از تو شده پرواز غم نيست اگر سهم زمين پر شده باشد بگذار،...
پنجشنبه، 27 اسفند 1388
جانباز
دفتر حقايق ثبت است نام جانباز ايثار با شکوه و راه و گام جانباز مردان راه حقند يادآور شهيدان شب زنده دار شام و شهيدان روز ميدان سرمست عشق يارند...
پنجشنبه، 27 اسفند 1388
فرزند شهید
دست نوازش برای او کم بود و سهم کودکی اش غصه های مبهم بود پدر که رفت و از او عکس ماند و خاطره ای و چفیه ای و پلاکی که سهم مریم بود همیشه گریه...
پنجشنبه، 27 اسفند 1388
غریب
خانه آیه «امن یجیب» می خواند قناری پدر امشب عجیب می خواند و مادرم که نشسته کنار پنجره باز برای خواهرم از بوی سیب می خواند دوباره نیمه شب و سرفه...
پنجشنبه، 27 اسفند 1388
برزگر کوچک
دست های پینه بسته اش بوی یونجه زار میدهد خنده های کودکانه اش بوی نو بهتر می دهد در نگاه مهربان او بوی خواب دیده می شود کودک است و مثل مردها
دوشنبه، 24 اسفند 1388
کودک قالی باف
من و مادر کنار دارقالی همیشه روز و شب مشغول کاریم در این تنها اطاق خانه باید میان باغ قالی گل بکاریم ولی فرش اطاق ما به جز یک گلیم کهنه چیز...
دوشنبه، 24 اسفند 1388
خواب راحت
بچه خیابانی از خوابیدن در شب می ترسید. بچه خیابانی همه ی خوابهایش را بخشید. به کارگر خسته یک ساعت خواب بخشید. به سیگار فروش دو ساعت خواب بخشید. به...
دوشنبه، 24 اسفند 1388
کودکی می گریخت
در پرواز خورشید در همهمه مردم کودکی می گریخت در میان کوی و خیابان در میان آهن و ماشین کودکی می گریخت در تند بادی لرزان در غرربت و دلتنگی در...
دوشنبه، 24 اسفند 1388
در پیاده‌رو
هر چه چشم کار می‌کند فقط پا شکار می‌کند چشم‌های دوره گرد من، در این پیاده‌رو پای به پای عابران رهگذر عبور می‌کنند چند مرد، آن طرف کودکی فقیر...
دوشنبه، 24 اسفند 1388
من کودک همین جهانم ... کودک تو !
هیچ کس صدای قدم های مرا وقتی که با کفش های پاره ی برادر بزرگ ترم در خیابان های شهر راه می روم و کار می کنم نمی شنود هیچ کس اشک مرا نمی بیند...
دوشنبه، 24 اسفند 1388
شب و علي«ع»
علي آن شير خدا شاه عرب الفتي داشته با آن دل شب شب ز اسرار علي آگاهست دل شب محرم سرالله است شب علي ديد و به نزديك ديد گرچه او نيز به تاريكي...
دوشنبه، 10 اسفند 1388
يا امام‌حسن مجتبي«ع»
باز روحم را مصفّا مي‌كنم چشم دل را سوي حق وا مي‌كنم تا سراپا همّت و شيدايي شوم تا اسير روي ليلايي شوم...
دوشنبه، 10 اسفند 1388
قرآن و امام علي(ع) در اشعار شاعران
به استناد حديث معروف ثقلين، قرآن و اهل بيت دو ثقل ثقيل و حصن حصين الهي اند كه تمسك به آنها موجب خوش وقتي دنيا و خوش بختي اخروي است و اين دو،...
شنبه، 8 اسفند 1388
طراوت شعر
اندوه نيستان كي مي شود آهت بيابان را بسوزاند سوز نگاهت باد و بوران را بسوزاند كي مي رسد اندوه تلخ ماجراي تو ديري نمي پايد كه باران را بسوزاند -...
شنبه، 17 بهمن 1388
توحيد
چه حدِثنا؛ لا اله الا الله كجا من و تو كجا؛ لا اله الا الله تو آن يگانه پاكي كه هستي تو بود بري ز چون و چرا؛ لا اله الا الله تويي كه ذكر ملائك...
شنبه، 17 بهمن 1388
در ستايشِ اميرمؤمنان (ع)
دستِ مرا حسرت دامان مباد! درد من آلوده درمان مباد! آنچه در او چرخ فلك عاجز است مشكل عشق است كه آسان مباد! هيچ دلي همچو دل جمع نيست بر سر من...
شنبه، 17 بهمن 1388
عاشقانه
آن كه راه دل ما سوي تو بگشود تويي و آن كه بر وي دلم از غير وي آسود تويي آن كه در روز ازل گفت جهان را: «شو» و شد و آن كه زين گونه بفرمايد و فرمود...
شنبه، 17 بهمن 1388
زلال شعر غدیر
اي غديرستان چشمت، قبلة خورشيدها اي امام اوّل آيينه‌ها، لبخندها ترجمان قلب‌هاي ما، پل پيوندها اي شکرخند تو شيرين‌تر ز مضمون عسل از تو شيرين...
شنبه، 17 بهمن 1388
شب قدر ما
قدر ما آن زلف چنو شام سياست روز را گر بودي قدر ، ز قدرِ شب ماست آسمان است زميني كه نظرگاه من است كه به هر ذره كه مي بينم، خورشيد سماست يار در...
شنبه، 17 بهمن 1388