مسیر جاری :
خط پاکی ز سیلاب فنا دارد وجود ما
چه از ما میتوان بردن، چه با ما میتوان کردن؟
گریزد لشکر خواب گران از قطرهٔ آبی
به یک پیمانه از سر عقل را وا میتوان کردن
نمانده از شب آن زلف گر چه پاسی بیش
هنوز درد دل آغاز میتوان کردن
گرفتم این که نظر باز میتوان کردن
به بال چشم، چه پرواز میتوان کردن؟
جای شادی نیست زیر این سپهر نیلگون
خنده در هنگامهٔ ماتم نمیباید زدن
قسمت خود بین نمیگردد زلال زندگی
ای سکندر، سنگ بر آیینه میباید زدن
زین بیابان میبرم خود را برون چون گردباد
بیش ازین نتوان غبار خاطر صحرا شدن
چون سیاهی شد ز مو، هشیار میباید شدن
صبح چون روشن شود بیدار میباید شدن
داشتم چون سرو از آزادگی امیدها
من چه دانستم چنین سر در هوا خواهم شدن؟
چون دست برآرم به گرفتن، که ز غیرت
بارست به من عبرت از ایام گرفتن!
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
رشته هاي دوستي را هر کجا پاره شد پيوند زنيد و هر جا سست شد، محکم کنيد....
بیا یابن الحسن دورت بگردم
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن...
كاسه گرمتر از آش ! «ضرب المثل ايراني»
خدایا کن عنایت روی مهدی را ببینم
من حسرت دیدار تو دارم به که گویم
از بهر تو من ابر بهارم به که گویم
غیر...
محبوبه حق در دوجهان فاطمه است
در قلب محبِ او کجا واهمه است؟
آندم که...
كوزه نو دو روز آب را سرد نگه ميداره ! «ضرب المثل ايراني»
با وقف قسمتي از اموال خويش دنيا و آخرت خود و فرزندمان را بيمه كنيم.