مسیر جاری :
ز راستی نبود شاخههای بی بر را
خجالتی که من از قامت دو تا دارم
از خاکیان ز صافی طینت جدا شدم
از دست روزگار برون چون دعا شدم
درین قلمرو آفت، ز ناتوانیها
به هر کجا که نشستم خط غبار شدم
فیض در بیخبری بود چو هشیار شدم
صرفه در خواب گران بود چو بیدار شدم
اول ز رشک محرمیم سرمه داغ بود
چون خواب، رفته رفته به چشمش گران شدم
عشق بر هر کس که زور آورد، من گشتم خراب
سیل در هر جا که پا افشرد، من ویران شدم
چون ماه مصر، قیمت من خواست عذر من
گر یک دو روز بار دل کاروان شدم
از دم تیغ که هر دم به سرم میبارد
میتوان یافت که سهوالقلم ایجادم
عنانداری نمیآمد ز من سیل بهاران را
دل دیوانه را در کوچه و بازار سر دادم
منم آن غنچه غافل که ز بیحوصلگی
سر خود در سر یک خنده بیجا کردم
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
رشته هاي دوستي را هر کجا پاره شد پيوند زنيد و هر جا سست شد، محکم کنيد....
چشم حق بين و گوش حق شنو و قلب روشن، توشه عاشوراييان است.
پشت در بسته عطش بال و پرت سوخت
اس ام اس میلاد امام کاظم
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
مهم نيست كه شما سرنگون شويد مهم آن است كه دوباره برپاخيزيد. ونسان لومباردي
مهارت های زندگی | معاشرت با دیگران: نکته هفتاد و هفت
مهارت های زندگی | روشهای موفقیت در کسب و کار: نکته هفتاد و یک
عدالت و جمهوری اسلامی
غنچه پرپر گشته بود و گل جدا افتاده بود