مسیر جاری :
پسر آن ملکی تو که به مردی بگشاد
زعدن تا خزران و زخزران تا ککری
ناب است هر آن چیز که آلوده نباشد
زین روی تو را گویم کازاده نابی
لیک نزدیک او چنان باشد
که سگ از دور می کند دوله
د رتنور ویل بادا دشمنت
از بلسک چینور آویخته
ایا خورشید سالاران گیتی
سوار رزمساز و گرد نستوه
ای دیده ها چو دیده غوک آمده برون
گویی که کرده اند گلوی ترا خبه
تا سرخ بود چون رخ معشوقان نارنج
تا زردبود چون رخ مهجوران آبی
من پیرم و فالج شده ام اینک بنگر
تا نولم کژ بینی و کفته شده دندان
یکی شادمانی بد اندر جهان
خنیده میان کهان و مهان
پیاده سپه آرای او دویست هزار
چو پیل مست و پلنگ نژند و ببردمان
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
شب قدر، وقت شناخت قدر خويش است.
گفتمش نقاش را ، نقشی بکش از معرفت
با قلم نقش تو را ، با وسعت دریا کشید
تا زمین در گردش و تا آسمان در چرخش است
یاد یاران چون شما بر قلب ما آرامش...
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
نفس ها ناله های زار شد، آیا نمی آیی؟
فدایت ای گل زیبای هستی
نمی دانم کجا بی من نشستی
قشنگی های دنیایم تو هستی
یگانه...
مهارت های زندگی | اسرار علم و دانش: نکته ده
کهف التقی، بدر الشرف، نور الهدا، ابن الرضا
بانوی پهلو شکسته شِکوه از دردش نکرد
اگر از وصل تو دلدار نگویم چه کنم