سلام ای میوه ی جان مدینه که با یادت تپد دلها به سینه نمودی جلوه چون بر بیت مولا چکیده اشک شوق از چشم زهرا

ای گل گلزار ولا یا حسن یاسمن ساقه طلا یا حسن مدح تو گفتن بخدا مشکل است درّ تو سفتن بخدا مشکل است ختم تمام سخنان یک کلام عشق خدایی بخدا والسلام

خنده کن ای گلشن راز علی ای لب تو مُهر نماز علی خنده کن و فاطمه را شاد کن کنج دلش را حسن آباد کن

محمل قنداقه ات از بال حور پر شده مهد تو ز درّ و بلور جان به فدای تو و لبخند تو جام عسل کنج لب قند تو

گل، علی و شبنم این گل تویی در ارم فاطمه بلبل تویی همقدمت عرش فرود آمده کعبه به پیشت به سجود آمده

به مادر جان دهد خال لب تو پدر پروانه ی روز و شب تو رخت پیمانه ریز ماه و خورشید دو چشمت چشمه ی پر نور اُمّید

مدینه چون تو دلداری ندیده دل یاران به سویت پر کشیده به مشکین سر زلف تو سوگند ندارد مادری همچون تو فرزند

کرامت بنده ات، عبد تو احسان کریم اهل بیتی ای حسن جان به محراب دو ابروی کمانت نیایش می کند هفت آسمانت

ای ولایتت طاعت و روزه و نماز ما ای به درگه تو روی راز ما نیاز ما از ولادت تو زنده شد قیام ما بر تو و علی و فاطمه سلام ما

ای به عالمی مقتدا حسن ای چراغ حُسن خدا حسن امید قلب علی یا حسن دل از تو شد منجلی یا حسن