مسیر جاری :
همه سرمایهٔ من فاطمه ام بود که رفت
خانه ام سوخت، گُلم سوخت، دلم سوخت، فقط
سالها هست که خاکستر و پَر میبینم
همه سرمایهٔ من فاطمه ام بود که رفت
بعدِ او خسته شدم بس که ضرر میبینم
...
بیا قنبر علی در خون نشسته
بیا قنبر علی در خون نشسته
گریبان چاک کن فرقش شکسته
شب قدر و شب وصل علی شد
شب وصل پیمبر با ولی شد
شهادت امام علی علیه السلام تسلیت باد
زینبم گفت بمانم، وَ بمانم چه کنم
زینبم گفت بمانم، وَ بمانم چه کنم
من که جامانده خودم را ز سفر میبینم
دخترم گریه نکن دور نمایی داری
من تو را پشتِ سرِ نیزه و سر میبینم
شهادت...
رستگاریِ خودم را زِ سحر میبینم
رستگاریِ خودم را زِ سحر میبینم
رویِ فرقم به خدا خونِ جگر میبینم
گرچه از زخم، سرم تا نوکِ پا میسوزد
خویش را در وسطِ شعله در میبینم
شهادت...
محراب شسته بخون سر علی
ای نخل آب خورده زچشم تر علی
دیشب تو بودی و نگه آخر علی
امشب بریز اشک که در خانۀ خدا
محراب شسته بخون سر علی
شهادت امام علی علیه السلام تسلیت...
در کوفه دگر چاه چه کند بعد علی (ع)
در کوفه دگر چاه چه کند بعد علی (ع)
بی نور رخش ماه چه کند بعد علی (ع)
در دست یتیم بهر علی کاسه ی شیر
آن کاسه ی شیر آه چه کند بعد علی (ع)
شهادت...
گفتم به چاه ای دل شب محرم علی
گفتم به چاه ای دل شب محرم علی
امشب مباش منتظر مقدم علی
هر شب صدای غربت او بود و گوش تو
امشب تویی و زمزمۀ ماتم علی
شهادت امام علی علیه السلام...
کوفه پس از حیدر فضای مبهمی داشت
کوفه پس از حیدر فضای مبهمی داشت
آن شهر غم هر گوشه آثار غمی داشت
در کوچه های شهر غم آلود کوفه
هرجا یتیمی بود حال درهمی داشت
شهادت امام علی...
با کولهبار نان، شبِ آخر قیام کرد
با کولهبار نان، شبِ آخر قیام کرد
مردی که هرچه داشت به کف وقف عام کرد
یک در میان جواب سلامش نمیرسید
آن که خدا به هر قدم او سلام کرد
شهادت...
آسمان بود و علی بود و شب و غمهایش
آسمان بود و علی بود و شب و غمهایش
گردی از غصه نشسته به روی سیمایش
آخرین سفره ی افطارعلی فرق نکرد
باز هم نان و نمک در عوض خرمایش
شهادت امام...
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
کس نیست که مهر تو درو شاید بست
بانوی پهلو شکسته شِکوه از دردش نکرد
کهف التقی، بدر الشرف، نور الهدا، ابن الرضا
مهارت های زندگی | اسرار علم و دانش: نکته ده
تا زمین در گردش و تا آسمان در چرخش است
یاد یاران چون شما بر قلب ما آرامش...
فدایت ای گل زیبای هستی
نمی دانم کجا بی من نشستی
قشنگی های دنیایم تو هستی
یگانه...
يك ارزن از دستش نمي ريزه ! «ضرب المثل ايراني»
گفتمش نقاش را ، نقشی بکش از معرفت
با قلم نقش تو را ، با وسعت دریا کشید
پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است که زمان...
چشم حق بين و گوش حق شنو و قلب روشن، توشه عاشوراييان است.