دیگر رمق نمانده به دستان خسته ام

دیگر رمق نمانده به دستان خسته ام خواهم بگیرم اشک تو اما نمی شود باور کنید بار مصیبت زیاد بود بیهوده یک نهال جوان تا نمی شود شهادت حضرت فاطمه...

دیده برای دیدن تو وا نمی شود

دیده برای دیدن تو وا نمی شود چشمی که لطمه خورده مداوا نمی شود وقتی غلاف تیغ گرفته توان من یعنی قنوت، شانه، خدایانمی شود شهادت حضرت فاطمه...

با این جراحاتی که خون می ریزد از آن

با این جراحاتی که خون می ریزد از آن بر قامت من این کفن ها ماندنی نیست از سر به زیریّت کنارم خوب پیداست در شهر پیچیده که زهرا ماندنی نیست ...

دستی که آتش خورده نان پخته برایت

دستی که آتش خورده نان پخته برایت بیمار تو تا صبح فردا ماندنی نیست وقتی که تابوت مرا می دید زینب باچشمهایش گفت بابا، ماندنی نیست؟ شهادت حضرت...

جانی برایم مانده اما ماندنی نیست

جانی برایم مانده اما ماندنی نیست دل خوش مکن بر من که زهرا ماندنی نیست حتی نفس هم قهر کرده با لبانم یعنی که این افتاده از پا ماندنی نیست شهادت...

فاطمه از پا فتاد و دست مولا بسته بود

فاطمه از پا فتاد و دست مولا بسته بود     دست مولا بسته و بازوی او بشکسته بود یا علی روحی فداک                  کوثرت شد نقش خاک ​​​​​​​شهادت...

می فشاند اشک بر رخسار و می گرید حسن

می فشاند اشک بر رخسار و می گرید حسن ای مغیره پیش چشم طفل مادر را نزن یا علی روحی فداک                       کوثرت شد نقش خاک شهادت حضرت فاطمه...

آشنا تا شعله با مسمار در شد یا علی

آشنا تا شعله با مسمار در شد یا علی استخوان سینه ی زهرا سپر شد یا علی یا علی روحی فداک                  کوثرت شد نقش خاک ​​​​​​​شهادت حضرت...

کس ندیده غنچه ای با لاله اش پرپر شود

کس ندیده غنچه ای با لاله اش پرپر شود کودکی پیش از ولادت حامی مادر شود یا علی روحی فداک                    کوثرت شد نقش خاک شهادت حضرت فاطمه...

طوطی وحی خدا جان داد در کنج قفس

طوطی وحی خدا جان داد در کنج قفس یا امیرالمؤمنین افتاد زهرا از نفس یا علی روحی فداک                       کوثرت شد نقش خاک شهادت حضرت فاطمه...