غرق تلاطم شده بحر محیط یک سره درد است بساط بَسیط شد چهلم روز عزای حسین جان جهان باد فدای حسین اربعین حسینی تسلیت باد

بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد دلش...

بنازم آنکه دایم گفتگوی کربلا دارد دلی چون جابر اندر جستجوی کربلا دارد دلش چون کربلا کوی حسین است و نمی داند که همچون دوردستان آروزی کربلا...

باز در جان جهان یکسره غوغاست حسین این چه شوری ست که از یاد تو برپاست حسین این...

باز در جان جهان یکسره غوغاست حسین این چه شوری ست که از یاد تو برپاست حسین این چه رازی ست که صد شعله فرو مرد و هنوز روشن از داغ تو ظلمت کده...

تمام یاس هایت را به شام از کربلا بردم چو برگشتم برایت یک چمن نیلوفر آوردم مسافر...

تمام یاس هایت را به شام از کربلا بردم چو برگشتم برایت یک چمن نیلوفر آوردم مسافر از برای یار سوغات آورد اما من از شام بلا داغ سه ساله دختر...

تا قیامت نرود نقش تو از لوح ضمیر حیرتم کشت، بگو این چه معماست حسین گر...

تا قیامت نرود نقش تو از لوح ضمیر حیرتم کشت، بگو این چه معماست حسین گر چه شد جوهر عشق از قلم عاطفه پاک رقم مِهر تو بر صفحه دل هاست حسین اربعین...

دیده خونبار دارد آسمان کربلا هست تا در انتظار کاروان کربلا روز و شب در...

دیده خونبار دارد آسمان کربلا هست تا در انتظار کاروان کربلا روز و شب در انتظار مقدمِ آلِ علی ست تشنه کامی ها به دشتِ بیکران کربلا اربعین حسینی...

صد نوا خیزد ز نای نینوایت یا حسین نغمه های عشق باشد در نوایت یا حسین می...

صد نوا خیزد ز نای نینوایت یا حسین نغمه های عشق باشد در نوایت یا حسین می زند آتش به قلب دوستانت دم به دم داستان جانگداز کربلایت یا حسین اربعین...

چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام خیز، ای لب تشنه از بهر تو آب آورده...

چشم گریان سویت از شام خراب آورده ام خیز، ای لب تشنه از بهر تو آب آورده ام گر بپرسی داغ تو با سینه خواهر چه کرد قامت خم گشته یی بهر جواب آورده...

جابرا اشک فشان ناله بزن زمزمه کن گریه با فاطمه از داغ بنی فاطمه کن در...

جابرا اشک فشان ناله بزن زمزمه کن گریه با فاطمه از داغ بنی فاطمه کن در حریم پسر فاطمه یاد از همه کن روی از گوشة گودال سوی علقمه کن اربعین...

آیینه شدی تا که خدا در تو درخشید خورشیدترین حادثه ها در تو درخشید بر...

آیینه شدی تا که خدا در تو درخشید خورشیدترین حادثه ها در تو درخشید بر دوست همان روز که با حنجره ی خون گفتی تو «بلی» کرب و بلا در تو درخشید ...