ما معتقديم عشق سر خواهد زد بر پشت ستم کسي تبر خواهد زد سوگند به هر چهارده...

ما معتقديم عشق سر خواهد زد بر پشت ستم کسي تبر خواهد زد سوگند به هر چهارده آيه نور سوگند به زخم هاي سرشار غرور آخر شب سرد ما سحر مي گردد ...

هنوزم انتظار و انتظار است هنوزم دل به سينه بي قرار است/ هنوزم خواب...

هنوزم انتظار و انتظار است هنوزم دل به سينه بي قرار است/ هنوزم خواب مي بينم به شب ها همان مردي که بر اسبي سوار است همان مردي که آيد جمعه...

کوچه هاي شهر ما ويران نمي ماند عزيز کار و بار عشق بي سامان نمي ماند عزيز ...

کوچه هاي شهر ما ويران نمي ماند عزيز کار و بار عشق بي سامان نمي ماند عزيز يک نفر فردا زمين را نورباران مي کند مهدي ما تا ابد پنهان نمي ماند...

مهديا منتظرانت همه در تاب و تبند همه جهان جمله گرفتار شبند چو بيايي...

مهديا منتظرانت همه در تاب و تبند همه جهان جمله گرفتار شبند چو بيايي غم و ظلمت برود از عالم شاد گردد دل آنان که گرفتار غمند

امشب دلم از آمدنت سرشار است فانوس به دست کوچه ديدار است آن گونه تو...

امشب دلم از آمدنت سرشار است فانوس به دست کوچه ديدار است آن گونه تو را در انتظارم که اگر آن چشم بخوابد آن يکي بيدار است

سپري مي شود اين ظلم، عدو مي بازد مي رسد آن که خداوند بر او مي نازد ...

سپري مي شود اين ظلم، عدو مي بازد مي رسد آن که خداوند بر او مي نازد آيد آن روز که بينند همه عالميان در بقيع حضرت مهدي حرمي مي سازد

اگر دل هايمان تاريک و ظلماني نمي گرديد امامت هم عيان مي گشت و پنهاني...

اگر دل هايمان تاريک و ظلماني نمي گرديد امامت هم عيان مي گشت و پنهاني نمي گرديد به قدر تشنگي، گر تشنه امر فرج بوديم خدا داند فرج اين گونه...

بوي عطر يار دارد جمعه ها مژده ديدار دارد جمعه ها جمعه در خورشيد ما...

بوي عطر يار دارد جمعه ها مژده ديدار دارد جمعه ها جمعه در خورشيد ما آئينه است وعدگاه عاشان آدينه است جمعه ها دل ياد دلبر مي کند نغمه...

يکي از جمعه ها جان خواهد آمد به درد عشق درمان خواهد آمد غبار از خانه...

يکي از جمعه ها جان خواهد آمد به درد عشق درمان خواهد آمد غبار از خانه هاي دل بگيريد که بر اين خانه مهمان خواهد آمد اللهم عجل لوليک الفرج ...

اي که مي پرسي نشان عشق چيست عشق چيزي جز ظهور مهر نيست عشق يعني دل تپيدن...

اي که مي پرسي نشان عشق چيست عشق چيزي جز ظهور مهر نيست عشق يعني دل تپيدن بهر دوست عشق يعني جان من قربان اوست