مباد لحظه ای ازیادتان جدا باشم

مباد لحظه ای ازیادتان جدا باشم خدا کند همه ی عمر با شما باشم مرا رها مکن از آستانه ات آقا رضا مشو که ز درگاه تو جدا باشم

همیشه و همه جا خادم شما باشم

اگر نصیب کنی طول عمر با عزت همیشه و همه جا خادم شما باشم به یاد غربت ارباب دل پریشانم خوشم که با تو گرفتار روضه ها باشم دلم قرار ندارد بیا...

تو می آیی و با طلوعی لطیف

تو می آیی و مرهم آشتی      به سرتاسر کینه ها می زنی تو می آیی و با طلوعی لطیف      چه نقشی به آینه ها می زنی!

بهار جوان را صدا می زنی

تو می آیی و با غزل های سبز      بهار جوان را صدا می زنی به «انسانیت» بال و پر می دهی      به زخم «حقیقت» دوا می زن

به این خسته آخر نظر می کنی

تو می آیی و چشم های مرا      برای شکفتن خبر می کنی اگر خسته باشم از این انتظار      به این خسته آخر نظر می کنی

تو می آیی و دست های مرا

تو می آیی و دست های مرا      پر از عطر یاس و سحر می کنی تو می آیی و لحظه های مرا      از احساس گل تازه تر می کنی

نگاهم کن عطش سوزم دلم را بر تو می بندم

نگاهم کن عطش سوزم دلم را بر تو می بندم      تو ای شوق مسلمانی نگاهم می کنی امشب من از شوق لقایت تا ابد، با شور می خوانم      که ای دلدار پایانی،...

بهار سبزِ نورانی نگاهم می کنی امشب

بهار سبزِ نورانی نگاهم می کنی امشب      امید روح انسانی، نگاهم می کنی امشب من آن مجموعه عشقم پریشان حال و دل خسته      که رفته رو به ویرانی،...

من و انتظار و شب بی کسی

من و انتظار و شب بی کسی      خدایا دگر یار یاران کجاست؟ گلِ نرگسِ آفتابی جبین      امیددلِ شب شکاران کجاست؟

نوای خوش آبشاران کجاست؟

در این دشت دل گیر یأس آفرین      نوای خوش آبشاران کجاست؟ زمین گشته بت خانه بت گران      تبردار ایمان تباران کجاست؟