بیا ای وارث حیدر که زخم سینه ی زهرا

بیا ای وارث حیدر که زخم سینه ی زهرا ز شمشیر تو می گیرد مداوا یا ابا صالح در و دیوار بیت وحی می گوید با تو پیوسته که اینجا مادرت افتاده از...

عشقت زسرای دل من پا نمی شود

عشقت زسرای دل من پا نمی شود مجنون دلش به جز سوی لیلا نمی شود بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود

به روی سجاده ی عشق گرم دعا نشسته ایم

به روی سجاده ی عشق گرم دعا نشسته ایم تا که تو از کعبه بیایی رو به خدا نشسته ایم بیا عزیز فاطمه من خاک زیر پات بشم اگه تو از سفر بیایی قربونیه...

عیادتم که نیایی، کمی دعایم کن

عیادتم که نیایی، کمی دعایم کن که این فقیر گنهکار سخت بیمار است اگر ز دیده جدایی، ز قلب ما هرگز مهم حضور گدایان به محضر یار است

هجران کشیده ایم و نشان از نگار نیست

هجران کشیده ایم و نشان از نگار نیست کو عاشقی که بر غم هجران دچار نیست ماندن در انتظار امید طلوع صبح بی فایده است گر دل شب زنده دار نیست

به انتظار طلوعت در این شب ظلمت

به انتظار طلوعت در این شب ظلمت خوشا دلی که به یادت همیشه بیدار است اگر رها ز تو گشتم رها مکن ما را که هر که از تو جدا شد به دام اغیار است

بدون ترک گنه انتظار بی معناست

بدون ترک گنه انتظار بی معناست امید دیدن روی نگار بی معناست تمام زنده دلی ها ز اشک نیمه شب است بدون فیض سحر درک یار بی معناست

دگر به دوری آقا نموده ایم عادت

دگر به دوری آقا نموده ایم عادت وگرنه بر دل مجنون قرار بی معناست خزان عمر رسید و بهار ما نرسید تمام عمر بدون بهار بی معناست

باز شد فصل بهار و آن گل رعنا نیامد

باز شد فصل بهار و آن گل رعنا نیامد                 باز صبح جمعه آمد یوسف زهرا نیامد این ندای هر گرفتاری است در هر بامدادی           ای خدا...

بیا یابن الحسن دورت بگردم

بیا یابن الحسن دورت بگردم                       بیا تا دست خالی برنگردم به جان مادرت زهرا نظر کن                                تو درد جمله...