مسیر جاری :
بسي گنج که از رنج فراز آيد و از کاهلي از دست برود. «قابوس وشمگير»
بسي گنج که از رنج فراز آيد و از کاهلي از دست برود. «قابوس وشمگير»
بيچارگي و تيره روزي را به وسيله ي سعي و عمل از دامان زندگي دور سازيد و...
بيچارگي و تيره روزي را به وسيله ي سعي و عمل از دامان زندگي دور سازيد و از فلک کج مدار شکايت روا نداريد و خود و مردمان را افسرده نسازيد و بر آن...
ترقي مولود فعاليت دائمي است زيرا استراحت چيزي به جز انحطاط در بر ندارد....
ترقي مولود فعاليت دائمي است زيرا استراحت چيزي به جز انحطاط در بر ندارد. «گوستاو لوبون»
تنبلي آدم را خيال پرست بار مي آورد. «پوسه ئه»
تنبلي آدم را خيال پرست بار مي آورد. «پوسه ئه»
چون تمام اشياء جفت گيري شدند، تنبلي و عجز با هم جفت گشتند نتيجه اي که از...
چون تمام اشياء جفت گيري شدند، تنبلي و عجز با هم جفت گشتند نتيجه اي که از اين دو بوجود آمد فقر و بينوائي بود.
نيروئي که براي انداختن کار امروز به فردا مصرف مي شود، غالبا براي انجام...
نيروئي که براي انداختن کار امروز به فردا مصرف مي شود، غالبا براي انجام وظيفه ي همان روز کافي است.
وقتي به کار مصمم شدي، ديگر درهاي شک و ترديد را از هر سو ببند. «نيچه»
وقتي به کار مصمم شدي، ديگر درهاي شک و ترديد را از هر سو ببند. «نيچه»
هرکس بيشتر تحمل رنج و مشقت نمايد بهتر مي تواند کار کند. «ميلتون»
هرکس بيشتر تحمل رنج و مشقت نمايد بهتر مي تواند کار کند. «ميلتون»
ميل و علاقه طبيعي من به مطالعه ي کتاب، کشتي زندگاني مرا در اوايل عمر از...
ميل و علاقه طبيعي من به مطالعه ي کتاب، کشتي زندگاني مرا در اوايل عمر از غرق شدن در گرداب جهالت و فساد اخلاقي رهائي داد در صورتي که هرکس مثل من...
نخست کتابهاي خوب را بخوانيد وگرنه فردا فرصت خواندن آنها را پيدا نخواهيد...
نخست کتابهاي خوب را بخوانيد وگرنه فردا فرصت خواندن آنها را پيدا نخواهيد کرد.
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
گفتمش نقاش را ، نقشی بکش از معرفت
با قلم نقش تو را ، با وسعت دریا کشید
تا زمین در گردش و تا آسمان در چرخش است
یاد یاران چون شما بر قلب ما آرامش...
شب قدر، وقت شناخت قدر خويش است.
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
نفس ها ناله های زار شد، آیا نمی آیی؟
فدایت ای گل زیبای هستی
نمی دانم کجا بی من نشستی
قشنگی های دنیایم تو هستی
یگانه...
مهارت های زندگی | اسرار علم و دانش: نکته ده
کهف التقی، بدر الشرف، نور الهدا، ابن الرضا
بانوی پهلو شکسته شِکوه از دردش نکرد
اگر از وصل تو دلدار نگویم چه کنم