حسد خاصيتي ندارد جز اينکه از فضيلت آدمي بکاهد.

حسد خاصيتي ندارد جز اينکه از فضيلت آدمي بکاهد.

حسد به طرف ديگران تير مي افکند و خود را زخمي مي سازد. «مثل سوئدي»

حسد به طرف ديگران تير مي افکند و خود را زخمي مي سازد. «مثل سوئدي»

حسود هرگز آقا نمي شود. «مثل عربي»

حسود هرگز آقا نمي شود. «مثل عربي»

حسود با چشم شاخ ميزند و از هنر عيب مي سازد. «مثل آلماني»

حسود با چشم شاخ ميزند و از هنر عيب مي سازد. «مثل آلماني»

حسد عميقتر از کک مي گزد. «مثل اسپانيايي»

حسد عميقتر از کک مي گزد. «مثل اسپانيايي»

حسود تصور مي کند چنانچه پاي همسايه اش بشکند بهتر راه تواند رفت. «مثل دانمارکي»

حسود تصور مي کند چنانچه پاي همسايه اش بشکند بهتر راه تواند رفت. «مثل دانمارکي»

در حسادت خودخواهي بيش از عشق حکومت مي کند. «لارشفوکولد»

در حسادت خودخواهي بيش از عشق حکومت مي کند. «لارشفوکولد»

رشک نمودار خودخواهي و خودپسندي است و هيچ دليل بر عشق و علاقه نسبت به ديگران...

رشک نمودار خودخواهي و خودپسندي است و هيچ دليل بر عشق و علاقه نسبت به ديگران نيست. «لارشفوکولد»

روزگار حسود از همه سياهتر است.

روزگار حسود از همه سياهتر است.

زنگ آهن را مي خورد و حسادت قلب را. «مثل فرانسوي»

زنگ آهن را مي خورد و حسادت قلب را. «مثل فرانسوي»