هنگامي كه عشق با صميميت [يكدلي] ژرف همراه شود، به مرتبه‌ي والاترين تجربه‌ي...

هنگامي كه عشق با صميميت [يكدلي] ژرف همراه شود، به مرتبه‌ي والاترين تجربه‌ي انساني مي‌رسد.(لئوبوسكاليا)

آنجا كه عشق، حضوري نيرومند داشته باشد، دلشوره و نوميدي و ترس از ميان مي‌رود.(لئوبوسكاليا)

آنجا كه عشق، حضوري نيرومند داشته باشد، دلشوره و نوميدي و ترس از ميان مي‌رود.(لئوبوسكاليا)

عشق، زاده‌ي احساس است، ولي پرورده‌ي خرد است. اگر اين دو آميزه‌ي جوهري به...

عشق، زاده‌ي احساس است، ولي پرورده‌ي خرد است. اگر اين دو آميزه‌ي جوهري به تعادل برسند، بقاي عشق و رشد ما در آن، تضمين خواهد شد.(لئوبوسكاليا)

اين پندار كه شايد زماني بهتر يا مناسب‌تر از اين هم بتوان عشق ورزيد، براي...

اين پندار كه شايد زماني بهتر يا مناسب‌تر از اين هم بتوان عشق ورزيد، براي بسياري، يك عمر پشيماني به بار آورده است.(لئوبوسكاليا)

نمي‌توان عشق ورزيد و از خير چيزي هم نگذشت.(لئوبوسكاليا)

نمي‌توان عشق ورزيد و از خير چيزي هم نگذشت.(لئوبوسكاليا)

عشق، بسيار فراتر از احساسي صِرف است. چيزي است كه هر روز بايد زيسته شود...

عشق، بسيار فراتر از احساسي صِرف است. چيزي است كه هر روز بايد زيسته شود و به كردار درآيد.(لئوبوسكاليا)

عشق، هيچ‌گاه درخواست نمي‌كند، همواره مي‌بخشد. عاشق، همواره رنج مي‌برد،...

عشق، هيچ‌گاه درخواست نمي‌كند، همواره مي‌بخشد. عاشق، همواره رنج مي‌برد، هرگز آزرده نمي‌گردد، هرگز تلافي نمي‌كند.(گاندي)

عشق ورزيدن به آناني كه ما را دوست دارند، عدم خشونت نيست. عدم خشونت يعني...

عشق ورزيدن به آناني كه ما را دوست دارند، عدم خشونت نيست. عدم خشونت يعني به كساني كه از ما بيزارند، عشق بورزيم.(گاندي)

عشق، يعني زندگي و اگر عشق را از كف دهيد، زندگي را از كف مي‌دهيد.(لئوبوسكاليا)

عشق، يعني زندگي و اگر عشق را از كف دهيد، زندگي را از كف مي‌دهيد.(لئوبوسكاليا)

طبيعت راستين ما تنها اين نيست كه به افراد پراكنده در گوشه و كنار، عشق بورزيم،...

طبيعت راستين ما تنها اين نيست كه به افراد پراكنده در گوشه و كنار، عشق بورزيم، بلكه اين است كه خودِ عشق باشيم.(اكنات ايسواران)