ترديدي نيست كه عشق، زيبايي را ارمغان زندگي می کند.(لئوبوسكاليايا)

ترديدي نيست كه عشق، زيبايي را ارمغان زندگي می کند.(لئوبوسكاليايا)

با همدردي، شرافت افراد را بهبود مي‌بخشيم كه بنيادي‌ترين امر در عشق ورزيدن...

با همدردي، شرافت افراد را بهبود مي‌بخشيم كه بنيادي‌ترين امر در عشق ورزيدن به آنهاست.(لئوبوسكاليا)

مهم نيست كه مشكل چه اندازه پابرجا، افق روبرو چه اندازه نااميد كننده و شرايط،...

مهم نيست كه مشكل چه اندازه پابرجا، افق روبرو چه اندازه نااميد كننده و شرايط، چه اندازه درهم و برهم باشد. مهم نيست كه كار نادرست، به چه ميزان...

بدون باور، به هيچ رو عشق نمي‌تواند دوام بياورد.(لئوبوسكاليا)

بدون باور، به هيچ رو عشق نمي‌تواند دوام بياورد.(لئوبوسكاليا)

عشق را در دل نگه دار؛ زندگي بدون آن همچون باغي‌ست بي‌بهره از آفتاب كه گل‌هاي...

عشق را در دل نگه دار؛ زندگي بدون آن همچون باغي‌ست بي‌بهره از آفتاب كه گل‌هاي آن، همه پژمرده باشند.(اسكار وايلد)

بايد زمان را دريابيم تا زندگي و سرانجام، عشق را هستي بخشيم، وگرنه فقط همزيستي...

بايد زمان را دريابيم تا زندگي و سرانجام، عشق را هستي بخشيم، وگرنه فقط همزيستي كرده‌ايم.(لئوبوسكاليا)

عشق، نمك پاشيدن به زخم‌هاي كهنه نيست، مرهم نهادن است و شفا بخشيدن. برخاستن...

عشق، نمك پاشيدن به زخم‌هاي كهنه نيست، مرهم نهادن است و شفا بخشيدن. برخاستن و پيش رفتن است و آشتي كردن با زندگي.(لئوبوسكاليا)

تنها زماني درمي‌يابيم بنيان عشق انساني چيست كه عشق را كمتر بخواهيم و بيشتر...

تنها زماني درمي‌يابيم بنيان عشق انساني چيست كه عشق را كمتر بخواهيم و بيشتر ببخشيم.(لئوبوسكاليا)

عشق، سبُك‌سر نيست؛ روي ناخوشايند زندگي را هم مي‌بيند، ولي به سبب پايندگي...

عشق، سبُك‌سر نيست؛ روي ناخوشايند زندگي را هم مي‌بيند، ولي به سبب پايندگي خود، منفي‌بيني را سرمنزل نهايي خود نمي‌شمارد.(لئوبوسكاليا)

با عشق مي‌توانيم آن گونه ببينيم كه تاكنون نديده‌ايم.(لئوبوسكاليا)

با عشق مي‌توانيم آن گونه ببينيم كه تاكنون نديده‌ايم.(لئوبوسكاليا)