مسیر جاری :
چون مهره بروی تخته نردیم همه
گاهی جمعیم و گاه فردیم همه
سرگشتۀ چرخ لاجوردیم همه
تا درنگرید درنوردیم همه
گفتم چشمم کرد بزلف تو نگاه
چون گشت دلم برنگ زلف تو سیاه
گفت او نبرد مگر به بیراهی راه
زیرا که نگیرد آن لب او را به گناه
من صورت تو بدیده اندر دارم
کز دیده همی برخ برش بنگارم
چندان صنما ز دیدگان خون بارم
تا صورت تو ز دیده بیرون آرم
باید که تو اینقدر بدانی بیقین
کان کو چو تویی برآرد از خاک زمین
ناخواسته داد آنچه بایست همه
ناگفته دهد هر آنچه آید پس از این
دیدار بدل فروخت نفروخت گران
بوسه با جان فرو شد و هست ارزان
آری چو چنان ماه بود بازرگان
دیدار بدل فروشد و بوسه بجان
سیب و گل و سیم دارد آن دلبر من
سیبش ز نخ و گل دو رخ و سیمش تن
بنگر برخ و دو زلف آن سیم ذقن
تا لاله بخروار بری ، مشک بمن
در عشق تو پای کس ندارد جز من
در شوره کسی تخم نکارد جز من
با دشمن و با دوست بدت می گویم
تا هیچ کست دوست ندارد جز من
بگرفت سر زلف تو رنگ از دل تو
نزدود وفا و مهر رنگ از دل تو
تا کی نشود کبر پلنگ از دل تو
موم از دل من برند و سنگ از دل تو
آمد به سمرقند شه از رغم عدو
اینک ملک مشرق بدخواهش کو
گریبغو و جیحونش نظر دید افزون
پل بر جیحون نهاد و غل بر یبغو
گفتم که چرا چو ابر خونبارانم
گفت از پی آنکه چون گل خندانم
گفتم که چرا بی تو چنین پژمانم
گفت از پی آنکه تو تنی من جانم
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
از نشانه هاي بي خردي ، ندانستن ثبات فکري و تنوع طلبي زياد است .
اگر هم سفر از تو بهتر و يا با تو برابر نباشد و يار اگر نادان باشد تنهائي...
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
پشت نگاهم نگاهی است که از فراسوی زمان و مکان تو را انتظار می کشد
تمامی...
وقف، نماد رشد انساني در جامعه ديني است.
ای دلبر دور از نظر ای شاهد والا گهر
در گوشهای ز صحن تو قلبم نشسته است
با وقف قسمتي از اموال خويش دنيا و آخرت خود و فرزندمان را بيمه كنيم.
وقف،چشمه جوشان و مستمر براى حيات ابدى است.
تو آمدی رمضان سفره ی ضیافت شد