مسیر جاری :
گفتم که چه نامی ای پسر؟ گفتا: غم
گفتم نگری به عاشقان؟ گفتا: کم
گفتم بچه بستهای مرا ؟ گفت: بدم
گفتم چه بود پیشۀ تو؟ گفت: ستم
خوش خو دارم بکار، بدخو چکنم
چون هست هنر نگه به آهو چکنم
چون کار گشاده گشت نیرو چکنم
با زشت مرا خوشست نیکو چکنم
بفروختمت سزد بجان باز خرم
ازران بفروختم گران باز خرم
یاری خواهم ز دوستان ای دلبر
تابو که ترا ز دشمنان باز خرم
ای دل ز وصال تو نشانی دارم
وی جان ز فراق تو امانی دارم
بیچاره تنم همه جهان داشت بتو
و اکنون بهز ار حیله جانی دارم
شبها چو ز روز وصل او یاد کنم
تا روز هزار گونه فریاد کنم
ترسم که شب اجل امانم ندهد
تا باز بروز وصل دل شاد کنم
بر آتش هجر عمری ار بنشینم
خاک در تو همی بدل بگزینم
از باد همه نسیم زلفت بویم
در آب همه خیال رویت بینم
ای دل چو بغمهای جهان درمانم
از دیده سرشکهای رنگین رانم
خود را چه دهم عشوه یقین میدانم
کاندر سر دل بآخر جانم
راز تو ز بیم خصم پنهان دارم
ور نه غم و محنت تو چندان دارم
گویی که ز دل دوست نداریم همه
آری ز دلت ندارم از جان دارم
چون بگشائی بخنده آن چشمۀ نوش
شکر بفغان آید و پروین بخروش
وز چشم بدش در آن دو زلفین بپوش
کو غارت کرد کلبۀ مشک فروش
خورشید خراسان و خدیو زابل
از نخشب و کش بهار گردد کابل
غل بر یبغو نهاد و پل بر جیحون
جیحون به پل دارد و یبغوی به غل
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
از نشانه هاي بي خردي ، ندانستن ثبات فکري و تنوع طلبي زياد است .
اگر هم سفر از تو بهتر و يا با تو برابر نباشد و يار اگر نادان باشد تنهائي...
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
خاک...
پشت نگاهم نگاهی است که از فراسوی زمان و مکان تو را انتظار می کشد
تمامی...
وقف، نماد رشد انساني در جامعه ديني است.
ای دلبر دور از نظر ای شاهد والا گهر
در گوشهای ز صحن تو قلبم نشسته است
با وقف قسمتي از اموال خويش دنيا و آخرت خود و فرزندمان را بيمه كنيم.
وقف،چشمه جوشان و مستمر براى حيات ابدى است.
به نام خدائي که بر ذات وي..... محال است هرگز برد عقل پي(قوام يزدي)