مسیر جاری :
آن زلف چو نافهٔ تتاری بنگر
و آن خط چو سبزهٔ بهاری بنگر
بر گرد دهان همچو انگشتریش
زنگی بچه را سواد کاری بنگر
ای کرده مهندسانت از ساز سپهر
از برج و ستاره گشته انباز سپهر
شکل تو فگنده از فلک تشت قمر
نقش تو نهاده بر طبق راز سپهر
چون دوستی روی تو ورزم به نیاز
مگذار به دست دشمن دونم باز
گر سوختنیست جان من هم تو بسوز
ور ساختنیست کار من هم تو بساز
کردند دگر نگاربندان از ناز
در دست تو دستوانه از مشک طراز
تا کیست که خواهیش به دستان کشتن؟
یا چیست که بر دست همی گیری باز؟
گر جور کنی نیاورم دل ز تو باز
ور ناز کنی به جان پذیرم ز تو ناز
چون بنده نپیچد ز خداوندان سر
وانگاه خداوند چنان بنده نواز
یاران، خرد خوار و خجل نیست پدید
آن رسم شناس آب و گل نیست پدید
در دایرهٔ عشق برون یک نقطه
میبینم و در عالم دل نیست پدید
ای ماه، ز پیوستن من عار مدار
پیوسته مرا به هجر بیدار مدار
بر من، که فدای تو کنم جان عزیز
خواری مپسند و این سخن خوار مدار
دشمن گرو وصل ز من برد آخر
او گشت بزرگ و من شدم خرد آخر
آورد به جان لب ترا از بوسه
دندان به رخت تیز فرو برد آخر
ماهی، که بسوخت زهره چنگش بر سر
بگریست فلک با دل تنگش بر سر
مویی که ز دست شانه در هم رفتی
گردون به غلط نهاد سنگش بر سر
دست به نگار تو مرا کشت دگر
آه! ار نشود وصل توام پشت دگر
نقشی عجبست بر دو دستت تا خود
حرف که گرفتهای در انگشت دگر؟
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
جهتگیری حکومت
كچليش، كم آوازش ! «ضرب المثل ايراني»
نماز جمعه كه نمايشي از قدرت سياسي و اجتماعي اسلام است ، بايد هر چه شكوهمند...
هنگامي که به خوشبختي فکر نکنيد، خوشبخت هستيد. «شارژورتن»
جدّ صاحب الزمان خوش آمدی
مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 63
بانوی پهلو شکسته شِکوه از دردش نکرد
آموزگار و دانش آموز بايد زندگي خود را نمونه و نشانه ي درخشان از آنچه مي...
فرزندان ما دستهايي هستند که ما با آنها بهشت را در دست ميگيريم.
دروغ به سه نوع است اول ساده، دوم با سوگند و سوم دروغ آنهائي که مي گويند...