مسیر جاری :
هر چند گهی زعشق بیگانه شوم
با عافیت کنشت و همخانه شوم
ناگاه پریرخی بمن بر گذرد
برگردم زان حدیث و دیوانه شوم
یک روز بیوفتی تو در میدانم
آن روز هنوز در خم چوگانم
گفتی سخنی و کوفتی برجانم
آن کشت مرا و من غلام آنم
از جملهٔ دردهای بی درمانم
وز جملهٔ سوز داغ بی پایانم
سوزندهتر آنست که چون مردم چشم
در چشم منی و دیدنت نتوانم
زان دم که قرین محنت وافغانم
هر لحظه ز هجران به لب آید جانم
محروم ز خاک آستانت زانم
کز سیل سرشک خود گذر نتوانم
بیمهری آن بهانهجو میدانم
بی درد و ستم عادت او میدانم
جز جور و جفا عادت آن بدخو نی
من شیوهٔ یار خود نکو میدانم
رویت بینم چو چشم را باز کنم
تن دل شودم چو با تویی راز کنم
جز نام تو پاسخ ندهد هیچ کسی
هر جا که به نام خلق آواز کنم
بی روی تو رای استقامت نکنم
کس را به هوای تو ملامت نکنم
در جستن وصل تو اقامت نکنم
از عشق تو توبه تا قیامت نکنم
نه از سر کار با خلل میترسم
نه نیز ز تقصیر عمل میترسم
ترسم ز گناه نیست آمرزش هست
از سابقهٔ روز ازل میترسم
تا ظن نبری کز آن جهان میترسم
وز مردن و از کندن جان میترسم
چون مرگ حقست من چرا ترسم ازو
من خویش پرستم و از آن میترسم
مشهود و خفی چو گنج دقیانوسم
پیدا و نهان چو شمع در فانوسم
القصه درین چمن چو بید مجنون
میبالم و در ترقی معکوسم
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
جهتگیری حکومت
هنگامي که به خوشبختي فکر نکنيد، خوشبخت هستيد. «شارژورتن»
سیاست خارجی و فرهنگ
جدّ صاحب الزمان خوش آمدی
نماز جمعه كه نمايشي از قدرت سياسي و اجتماعي اسلام است ، بايد هر چه شكوهمند...
مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 63
علاقه به خداوند را مقدم بر تمام دنيا و دستي هايت قرار بده .
هنر و معضلات اجتماعی
تملق خوراک ابلهان است. «شکسپير»
پیام کوتاه طنز