مسیر جاری :
در خواب جمال یار خود میدیدم
وز باغ وصال او گلی میچیدم
مرغ سحری زخواب بیدارم کرد
ای کاش که بیدار نمیگردیدم
روزی ز پی گلاب میگردیدم
پژمرده عذار گل در آتش دیدم
گفتم که چه کردهای که میسوزندت
گفتا که درین باغ دمی خندیدم
دیشب که بکوی یار میگردیدم
دانی که پی چه کار میگردیدم
قربان خلاف وعدهاش میگشتم
گرد سر انتظار میگردیدم
گر در سفرم تویی رفیق سفرم
ور در حضرم تویی انیس حضرم
القصه بهر کجا که باشد گذرم
جز تو نبود هیچ کسی در نظرم
چونان شدهام که دید نتوانندم
تا پیش توای نگار بنشانندم
خورشید تویی به ذره من مانندم
چون ذره به خورشید همیدانندم
گر خلق چنانکه من منم دانندم
همچون سگ ز در بدر رانندم
ور زانکه درون برون بگردانندم
مستوجب آنم که بسوزانندم
آن دم که حدیث عاشقی بشنودم
جان و دل و دیده را به غم فرسودم
میپنداشتم عاشق و معشوق دواند
چون هر دو یکیست من خود احول بودم
عمری به هوس باد هوی پیمودم
در هر کاری خون جگر پالودم
در هر چه زدم دست زغم فرسودم
دست از همه باز داشتم آسودم
من از تو جدا نبودهام تا بودم
اینست دلیل طالع مسعودم
در ذات تو ناپدیدم ار معدومم
وز نور تو ظاهرم اگر موجودم
هرگز نبود شکست کس مقصودم
آزرده نشد دلی ز من تا بودم
صد شکر که چشم عیب بینم کورست
شادم که حسود نیستم محسودم
گروه بندی
تازه های پیامک
ویژه نامه ها
بیشترین بازدید هفته
جهتگیری حکومت
هنگامي که به خوشبختي فکر نکنيد، خوشبخت هستيد. «شارژورتن»
سیاست خارجی و فرهنگ
جدّ صاحب الزمان خوش آمدی
نماز جمعه كه نمايشي از قدرت سياسي و اجتماعي اسلام است ، بايد هر چه شكوهمند...
مناجات نامه | خواجه عبدالله انصاری: شماره 63
علاقه به خداوند را مقدم بر تمام دنيا و دستي هايت قرار بده .
هنر و معضلات اجتماعی
تملق خوراک ابلهان است. «شکسپير»
پیام کوتاه طنز