هر که دولت يافت، شست از لوح خاطر نام ما
هر که دولت يافت، شست از لوح خاطر نام ما شاعر : صائب تبريزي اوج دولت، طاق نسيان است در ايام ما هر که دولت يافت، شست...
شنبه، 6 فروردين 1390
عمري است حلقه‌ي در ميخانه‌ايم ما
عمري است حلقه‌ي در ميخانه‌ايم ما شاعر : صائب تبريزي در حلقه‌ي تصرف پيمانه‌ايم ما عمري است حلقه‌ي در ميخانه‌ايم ما...
شنبه، 6 فروردين 1390
ياد رخسار ترا در دل نهان داريم ما
ياد رخسار ترا در دل نهان داريم ما شاعر : صائب تبريزي در دل دوزخ بهشت جاودان داريم ما ياد رخسار ترا در دل نهان داريم...
شنبه، 6 فروردين 1390
خجلت ز عشق پاک گهر مي‌بريم ما
خجلت ز عشق پاک گهر مي‌بريم ما شاعر : صائب تبريزي از آفتاب دامن تر مي‌بريم ما خجلت ز عشق پاک گهر مي‌بريم ما ديوانگي...
شنبه، 6 فروردين 1390
خار در پيراهن فرزانه مي‌ريزيم ما
خار در پيراهن فرزانه مي‌ريزيم ما شاعر : صائب تبريزي گل به دامن بر سر ديوانه مي‌ريزيم ما خار در پيراهن فرزانه مي‌ريزيم...
شنبه، 6 فروردين 1390
چشم مست يار شد مخمور و مدهوشيم ما
چشم مست يار شد مخمور و مدهوشيم ما شاعر : صائب تبريزي باده از جوش نشاط افتاد و در جوشيم ما چشم مست يار شد مخمور و...
شنبه، 6 فروردين 1390
دايم ز خود سفر چو شرر مي‌کنيم ما
دايم ز خود سفر چو شرر مي‌کنيم ما شاعر : صائب تبريزي نقد حيات صرف سفر مي‌کنيم ما دايم ز خود سفر چو شرر مي‌کنيم ما...
شنبه، 6 فروردين 1390
اي دفتر حسن ترا، فهرست خط و خالها
اي دفتر حسن ترا، فهرست خط و خالها شاعر : صائب تبريزي تفصيلها پنهان شده، در پرده‌ي اجمالها اي دفتر حسن ترا، فهرست...
شنبه، 6 فروردين 1390
هوا چکيده‌ي نورست در شب مهتاب
هوا چکيده‌ي نورست در شب مهتاب شاعر : صائب تبريزي ستاره خنده‌ي حورست در شب مهتاب هوا چکيده‌ي نورست در شب مهتاب ...
شنبه، 6 فروردين 1390
درون خانه خزان و بهار يکرنگ است
درون خانه خزان و بهار يکرنگ است شاعر : صائب تبريزي ز خويش خيمه برون زن، بهار را درياب درون خانه خزان و بهار يکرنگ...
شنبه، 6 فروردين 1390
درون گنبد گردون فتنه بار مخسب
درون گنبد گردون فتنه بار مخسب شاعر : صائب تبريزي به زير سايه‌ي پل موسم بهار مخسب درون گنبد گردون فتنه بار مخسب ...
شنبه، 6 فروردين 1390
حضور دل نبود با عبادتي که مراست
حضور دل نبود با عبادتي که مراست شاعر : صائب تبريزي تمام سجده‌ي سهوست طاعتي که مراست حضور دل نبود با عبادتي که مراست...
شنبه، 6 فروردين 1390
از زمين اوج گرفته است غباري که مراست
از زمين اوج گرفته است غباري که مراست شاعر : صائب تبريزي ايمن از سيلي موج است کناري که مراست از زمين اوج گرفته است...
شنبه، 6 فروردين 1390
ديوانه‌ي خموش به عاقل برابرست
ديوانه‌ي خموش به عاقل برابرست شاعر : صائب تبريزي درياي آرميده به ساحل برابرست ديوانه‌ي خموش به عاقل برابرست از...
شنبه، 6 فروردين 1390
با کمال احتياج، از خلق استغنا خوش است
با کمال احتياج، از خلق استغنا خوش است شاعر : صائب تبريزي با دهان خشک مردن بر لب دريا خوش است با کمال احتياج، از...
شنبه، 6 فروردين 1390
به غم نشاط من خاکسار نزديک است
به غم نشاط من خاکسار نزديک است شاعر : صائب تبريزي خزان من چو حنا با بهار نزديک است به غم نشاط من خاکسار نزديک است...
شنبه، 6 فروردين 1390
ديدن روي تو ظلم است و نديدن مشکل است
ديدن روي تو ظلم است و نديدن مشکل است شاعر : صائب تبريزي چيدن اين گل گناه است و نچيدن مشکل است ديدن روي تو ظلم است...
شنبه، 6 فروردين 1390
مرگ سبکروان طلب، آرميدن است
مرگ سبکروان طلب، آرميدن است شاعر : صائب تبريزي چون نبض، زندگاني ما در تپيدن است مرگ سبکروان طلب، آرميدن است کز...
شنبه، 6 فروردين 1390
باد بهار مرهم دلهاي خسته است
باد بهار مرهم دلهاي خسته است شاعر : صائب تبريزي گل موميايي پر و بال شکسته است باد بهار مرهم دلهاي خسته است از...
شنبه، 6 فروردين 1390
از جواني داغها بر سينه‌ي ما مانده است
از جواني داغها بر سينه‌ي ما مانده است شاعر : صائب تبريزي نقش پايي چند ازان طاوس بر جا مانده است از جواني داغها بر...
شنبه، 6 فروردين 1390