ز چشم مست تو آنها که آگهي دارند
ز چشم مست تو آنها که آگهي دارند شاعر : خواجوي کرماني مدام معتکف آستان خمارند ز چشم مست تو آنها که آگهي دارند ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ساقيان آبم بجام لعل شکر خا برند
ساقيان آبم بجام لعل شکر خا برند شاعر : خواجوي کرماني شاهدان خوابم بچشم جادوي شهلا برند ساقيان آبم بجام لعل شکر خا...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مرغان اين چمن همه بي بال و بي پرند
مرغان اين چمن همه بي بال و بي پرند شاعر : خواجوي کرماني مردان اين قدم همه بي پا و بي سرند مرغان اين چمن همه بي بال...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون ترک من سپاه حبش برختن زند
چون ترک من سپاه حبش برختن زند شاعر : خواجوي کرماني از مشگ سوده سلسله بر نسترن زند چون ترک من سپاه حبش برختن زند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هم عفي الله ني که ما را مرحبائي مي‌زند
هم عفي الله ني که ما را مرحبائي مي‌زند شاعر : خواجوي کرماني عارفانرا در سر اندازي صلائي مي‌زند هم عفي الله ني که...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
تا درد نيابند دوا را نشناسند
تا درد نيابند دوا را نشناسند شاعر : خواجوي کرماني تا رنج نبيند شفا را نشناسند تا درد نيابند دوا را نشناسند شک...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ساقيا مي زين فزون‌تر کن که ميخواران بسند
ساقيا مي زين فزون‌تر کن که ميخواران بسند شاعر : خواجوي کرماني همچو ما درديکشان در کوي خماران بسند ساقيا مي زين فزون‌تر...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چون خط سبز تو بر آفتاب بنويسند
چون خط سبز تو بر آفتاب بنويسند شاعر : خواجوي کرماني بدود دل سبق مشک ناب بنويسند چون خط سبز تو بر آفتاب بنويسند ...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هر نسخه که در وصف خط يار نويسند
هر نسخه که در وصف خط يار نويسند شاعر : خواجوي کرماني بايد که سوادش بشب تار نويسند هر نسخه که در وصف خط يار نويسند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
مي‌کشندم بخرابات و در آن مي‌کوشند
مي‌کشندم بخرابات و در آن مي‌کوشند شاعر : خواجوي کرماني که به يک جرعه‌ي مي آب رخم بفروشند مي‌کشندم بخرابات و در آن...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
در آن مجلس که جام عشق نوشند
در آن مجلس که جام عشق نوشند شاعر : خواجوي کرماني کجا پند خردمندان نيوشند در آن مجلس که جام عشق نوشند که مدهوشان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
کسي که پشت بر آن روي چون نگار کند
کسي که پشت بر آن روي چون نگار کند شاعر : خواجوي کرماني باختيار هلاک خود اختيار کند کسي که پشت بر آن روي چون نگار...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
نور رويت تاب در شمع شبستان افکند
نور رويت تاب در شمع شبستان افکند شاعر : خواجوي کرماني اشکم آتش در دل لعل بدخشان افکند نور رويت تاب در شمع شبستان...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
ترکم از غمزه چو ناوک بکمان در فکند
ترکم از غمزه چو ناوک بکمان در فکند شاعر : خواجوي کرماني اي بسا فتنه که هر دم بجهان در فکند ترکم از غمزه چو ناوک...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
آنکه هرگز نظري با من شيدا نکند
آنکه هرگز نظري با من شيدا نکند شاعر : خواجوي کرماني نتواند که مرا بي سر و بي پا نکند آنکه هرگز نظري با من شيدا نکند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
هيچکس نيست که وصل تو تمنا نکند
هيچکس نيست که وصل تو تمنا نکند شاعر : خواجوي کرماني يا جفا بر من دلخسته‌ي شيدا نکند هيچکس نيست که وصل تو تمنا نکند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
جان وطن بر در جانان چه کند گر نکند
جان وطن بر در جانان چه کند گر نکند شاعر : خواجوي کرماني تن خاکي طلب جان چه کند گر نکند جان وطن بر در جانان چه کند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
گمان مبر که دلم ميل دوستان نکند
گمان مبر که دلم ميل دوستان نکند شاعر : خواجوي کرماني چرا که مرغ چمن ترک بوستان نکند گمان مبر که دلم ميل دوستان نکند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
سنبلش غارت ايمان نکند چون نکند
سنبلش غارت ايمان نکند چون نکند شاعر : خواجوي کرماني لب لعلش مدد جان نکند چون نکند سنبلش غارت ايمان نکند چون نکند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390
چنانکه صيد دل آن چشم آهوانه کند
چنانکه صيد دل آن چشم آهوانه کند شاعر : خواجوي کرماني پلنگ صيد فکن قصد آهوان نکند چنانکه صيد دل آن چشم آهوانه کند...
چهارشنبه، 3 فروردين 1390