قصه های مینی مالیستی جنگ (1)
١- چند روز قبل از امتحان‏ها از جبهه مي‌آمد، يك صندلي مي‏گذاشت زير درخت نارنگي وسط حياط، آن چند روز را درس مي‌خواند و با نمره‌هاي خوب قبول مي‌شد....
شنبه، 28 شهريور 1388
بابايي به روايت همسر شهيد (8)
شهيد بابايي هميشه با سري تراشيده، پيراهن و شلواري ساده در محافل حاضر مي شدند و اين باعث شده بود تا خيلي ها او را نشناسند و البتّه اين خواسته...
پنجشنبه، 26 شهريور 1388
بابايي به روايت همسر شهيد (7)
سرهنگ خلبان حق شناس، نماينده نيروي هوايي در قرارگاه هويزه بودند. من به همراه سرهنگ بابايي که در آن زمان پست معاونت عمليات را به عهده داشتند،...
پنجشنبه، 26 شهريور 1388
بابايي به روايت همسر شهيد (6)
از جمله ويژگيهاي مديريت و فرماندهي عباس اين بود که او پيوسته مراقب افراد و اطرافيان خود بود. تلاش مي کرد تا از وضع آنان باخبر باشد و چنانچه مشکلي...
پنجشنبه، 26 شهريور 1388
بابايي به روايت همسر شهيد (5)
عباس نمازش را بسيار با آرامش و خشوع مي خواند. در بعضي وقتها که فراغت بيشتري داشت آيه «ايّاک نَعبُدُ و ايّاک نَستَعينْ» را هفت بار با چشماني اشکبار...
پنجشنبه، 26 شهريور 1388
بابايي به روايت همسر شهيد (4)
هميشه پدرم آرزو داشت، عباس پزشک و ترجيحاً دکتر داروساز شود. شايد اين بدان علّت بود که خودش کمک داروساز بود و چنين مي پنداشت که اگر عباس پزشکي...
پنجشنبه، 26 شهريور 1388
بابايي به روايت همسر شهيد (3)
در حال عبور از خيابانِ منتهي به دبستان دهخدا بودم که زنگ مدرسه به صدا درآمد و عباس، که آن زمان در کلاس پنجم ابتدايي درس مي خواند، همراه با دانش...
پنجشنبه، 26 شهريور 1388
بابايي به روايت همسر شهيد (2)
تهران همان قدر که مسوليت هاي او بيشتر شد ، زماني هم مي توانستيم با هم باشيم کم تر شد. بچه ها ديگر به نبودن دو هفته ، يک ماه پدرشان عادت کرده...
پنجشنبه، 26 شهريور 1388
بابايي به روايت همسر شهيد (1)
در کتاب قطور تاريخ فصل جديدي به نام انقلاب اسلامي و به نام انسان نوشته شده است . اين فصل از جنس بهار است ولي به رنگ سرخ نوشته شده است و خزاني...
پنجشنبه، 26 شهريور 1388
پيام رهبر معظم انقلاب به مناسبت شهادت صياد شيرازى
من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلا امير سرافراز ارتش اسلام و سرباز صادق و فداكار...
سه‌شنبه، 24 شهريور 1388
از « فروغ جاويدان » تا « مرصاد » (2)
در روزهاي شنبه و يكشنبه كارها جنبه ی آماده ‌سازی داشت و طي يك نشست در روز شنبه فرمانده ی گردان‌ها، سرگروه‌ها و فرماندهان دسته در رابطه با آرايش...
سه‌شنبه، 17 شهريور 1388
از « فروغ جاويدان » تا « مرصاد » (1)
در آخرين سال جنگ تحميلي، حدود سه هفته پس از حمله تروريستي آمريكا به هواپيماي مسافري جمهوري اسلامي ايران برفراز خليج فارس و چند روز پس از پذيرش...
سه‌شنبه، 17 شهريور 1388
زنده در هميشه هاى تاريخ
گرماى روز كشنده بود و خون را در رگ هاى مان به جوش مى آورد. ما را به صف كرده بودند و هرم گرما همچون امواج لرزانى از هوا، تصاوير پيش چشم را بسان...
يکشنبه، 15 شهريور 1388
سياست سازمان صليب سرخ
بر همگان واضح بود كه نمايندگان صليب سرخ جنايات رژيم عراق را در حق اسراي ايراني به آشكار مي‌بينند و مدارك و دلايل بي‌شمار و مستدلي بر اين امر...
يکشنبه، 15 شهريور 1388
روزهاى اسارت و ماه !
«شعر جنگ» از آغاز زايش خود تاكنون، مسيرى پرپيچ و خم اما «گويا» و قابل فهم را پشت سر گذاشته. ابتدا، تنها فرياد كشيدن بود و به قول زنده ياد سيدحسن...
شنبه، 14 شهريور 1388
عمليات «مرواريد» به روايت عرشيان
« شب گذشته در حمله رزمندگان نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران به سكوهاي «البكر و الاميه»، تعداد 10 نفر از نيروهاي دشمن را به هلاكت رساندند...
سه‌شنبه، 10 شهريور 1388
چمران محرك شيعيان لبنان
يك ربع قرن از شهادت شهيد سرافراز اسلام دكتر مصطفي چمران مي‌گذرد كسي كه در سراسر عمر خود لحظه‌اي از مجاهدت و از جان‌گذشتگي دست نكشيد و سرانجام...
سه‌شنبه، 10 شهريور 1388
سردار شهيد حسن باقري ؛ نابغه‌اي در پايدراي
«انقلاب ما همچون تير زهرآگيني براي همه مستكبرين در آمده است و ياوري براي همه مستضعفين جهان. ... در اين موقعيت زماني و مكاني، جنگ ما جنگ اسلام...
يکشنبه، 8 شهريور 1388
مهرمادري همسنگ با محبت خداست
شانزده سالم بود که اولين فرزندم به دنيا آمد.نه؛ چون وقتي کسي مادر مي شود، خدا به او لطف کرده و او را عاشق مي کند؛ پس براي يک عاشق، هيچ کاري سخت...
يکشنبه، 8 شهريور 1388
پنج دفتر از زندگی شهید کاوه
من هم مثل بسياري از شما با كاوه و نام او در دوران جنگ آشنا شدم ، درست زماني كه 16 بهار از عمرم نگذشته بود و از ورودم به سپاه چند ماهي . تصويري...
پنجشنبه، 5 شهريور 1388